دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٤٥٦
درآمد
بدعت ، در لغت
واژه «بدعت» ، مصدر است از ريشه «بدع» ، به معناى نوآورى و پديد آوردن چيزى بدون آن كه از پيش ، وجود داشته باشد و آفرينش يابد و يا يادكردى از آن شده باشد و يا شناختى نسبت به آن ، حاصل شده باشد . خليل بن احمد فراهيدى مى گويد : البَدعُ : إحداثُ شَى ءٍ لَم يَكُن لَهُ مِن قَبلُ خَلقٌ وَ لا ذِكرٌ وَ لا مَعرِفَةٌ . [١] بدع ، پديد آوردن چيزى است كه پيش تر وجود نداشته و نامى از آن نبوده و شناخته نبوده است . و ابن فارس ، در تبيين ريشه لغوى بدعت ، آورده : الباءُ وَ الدّالُ وَ العَينُ أصلانِ : أحَدُهُما : اِبتِداءُ الشَّى ءِ وَ صُنعُهُ لا عَن مِثالٍ ، وَ الآخَرُ الاِنقِطاعُ وَ الكَلالُ . [٢] با و دال و عين (بدع) ، داراى دو اصل است : يكى ، شروع به چيزى و ساختن آن ، بدون داشتن نمونه است ؛ و دوم ، انقطاع و سستى است . بنا بر اين ، مادّه «بدع» ، از لحاظ لغوى ، به هر نوآورى اى اطلاق مى گردد ، همين طور است واژه «بدعت» ، [٣] خواه مربوط به مسائل دينى باشد و خواه غير دينى .
[١] . ترتيب كتاب العين : ص ٧٢ مادّه «بدع» . [٢] . معجم مقاييس اللغة : ج ١ ص ٢٠٩ مادّه «بدع» . [٣] . لسان العرب : ج ٨ ص ٦ مادّه «بدع» .