دانشنامه قرآن و حديث - محمدی ریشهری، محمد - الصفحة ٣٠١
٣ . گونه هاى بخل
در احاديث اسلامى ، بخل ، به امور اقتصادى اختصاص ندارد ؛ بلكه امورى مانند كتمانِ دانش هايى كه براى مردم مفيدند ، خوددارى از سلام كردن به ديگران و سستى در درود فرستادن بر پيامبر صلى الله عليه و آله نيز «بخل» دانسته شده است . اين احاديث ، مؤيّد نظريه كسانى است كه در تعريف بخل گفته اند : بخل ، منع چيزى است كه منع آن ، فايده اى و بذل آن ، زيانى ندارد .[١]
٤ . بدترين گونه هاى بخل
بخل ، مراتبى دارد كه شدّت و ضعف آن ، مرتبط با شخص بخيل و چيزى است كه امساك مى نمايد . بنا بر اين ، هر چه موقعيت بخيل ، والاتر باشد و امساك نكردن از چيزى كه نسبت به آن بخل مى ورزد ، ضرورتر باشد ، زشتىِ بخل ، افزون تر مى گردد . از اين رو ، در احاديث ، بخل ثروتمندان و كسانى كه داراى موقعيت هاى مهمّ اجتماعى هستند ، زشت تر از ديگران ، شمرده شده است .[٢] همچنين ، بخل در پرداخت حقوق واجب مالى به افراد مستحق ، از قبيح ترين انواع بخل است . [٣]
٥ . گستره بخل در اصطلاح شريعت
بسيارى از مفسّران ، براى بخل ، اصطلاحى شرعى قائل شده اند كه محدوده آن ، تنگ تر از معناى لغوى آن است . آنچه در بيان اين اصطلاح و تعيين محدوده آن ، مشهورتر است ، آن كه بخل ، پرداخت نكردن واجبات مالى اى مانند زكات است .[٤]
[١] . دائرة المعارف قرآن كريم : ج ٥ ص ٣٦٩ (به نقل از : التعريفات : ص ٦٢) . [٢] . ر . ك : ص ٣٣١ (بخل و تنگ نظرى / فصل يكم / بخل ورزيدن بزرگان) . [٣] . ر . ك : ص ٣٢٧ (بخل و تنگ نظرى / فصل يكم / بخل ورزيدن از پرداخت واجبات مالى) . [٤] . دائرة المعارف قرآن كريم : ج ٥ ص ٣٦٨ (به نقل از : التبيان في تفسير القرآن : ج ٥ ص ٢٦٤ و ج ٩ ص ٥٦٦ ، مجمع البيان : ج ٥ ص ٩٢) .