رساله توضيح المسائل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٧
مسائل متفرّقه زناشوئى
(مسأله ٢٠٨٧) كسى كه به واسطه نداشتن زن به حرام مى افتد، براى حفظ عفت خود لازم است زن بگيرد.
(مسأله ٢٠٨٨) اگر شوهر در عقد شرط كند كه زن باكره باشد و بعد از عقد ثابت شود كه بكارت او به وسيله نزديكى قبل از عقد از بين رفته، مى تواند عقد را به هم بزند.
(مسأله ٢٠٨٩) اگر مرد و زن نامحرم در محل خلوتى باشند كه كسى در آنجا نباشد و ديگرى هم نمى تواند وارد شود بايد از آنجا بيرون بروند.
(مسأله ٢٠٩٠) اگر مرد مهر زن را در عقد معين كند و قصدش اين باشد كه آن را ندهد، عقد صحيح است ولى مهر را بايد بدهد.
(مسأله ٢٠٩١) مسلمانى كه منكر خدا يا پيغمبر يا معاد شود، يا حكم ضرورى دين يعنى حكمى را كه مسلمانان جزء دين اسلام مى دانند مثل واجب بودن نماز و روزه انكار كند، در صورتى كه منكر شدن آن حكم; به انكار خدا يا پيغمبر برگردد، مرتد است.
(مسأله ٢٠٩٢) اگر زن پيش از آن كه شوهرش با او نزديكى كند، به طورى كه در مسأله پيش گفته شد مرتد شود; عقد او باطل مى گردد. و همچنين است اگر بعد از نزديكى مرتد شود ولى يائسه باشد يعنى اگر سيده است شصت سال و اگر سيده نيست پنجاه سال او تمام شده باشد اما اگر يائسه نباشد، بايد به دستورى كه در احكام طلاق گفته خواهد شد عده نگهدارد; پس اگر در بين عده مسلمان شود عقد باقى و اگر تا آخر عده مرتد بماند، عقد باطل است.
(مسأله ٢٠٩٣) اگر زن در عقد با مرد شرط كند كه او را از شهر بيرون نبرد و مرد هم قبول كند، نبايد زن را از آن شهر بيرون ببرد مگر با رضايت او.
(مسأله ٢٠٩٤) اگر زن انسان، از شوهر ديگرش دخترى داشته باشد; انسان مى تواند آن دختر را براى پسر خود كه از آن زن نيست، عقد كند و نيز اگر دخترى را براى پسر خود عقد كند مى تواند با مادر آن دختر ازدواج نمايد.
(مسأله ٢٠٩٥) اگر زنى از زنا آبستن شود، جايز نيست بچه اش را سقط كند.