رساله توضيح المسائل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٩
متضاد را بدون دليل بپذيرد، در حالى كه در تقليد در فروع، اصل مكتب با دليل ثابت شده، در فروع و جزئيات تقليد مى كند «ببين تفاوت ره از كجاست تا به كجا».
موضوع شناخت
اسلام در ميان موضوعات شناخت، به شناخت سه چيز اهميّت بيشترى مى دهد:
١ـ شناخت انسان:
(سَنُريهِمْ آياتِنا فِي الآفاقِ وَفي أنْفُسِهِمْ حتَّى يَتَبَيَّنَ لَهُمْ أنَّهُ الحَقُّ أَوَ لَمْ يَكْفِ بِرَبِّكَ أنَّهُ عَلى كُلِّ شيء شهيدٌ) (سوره فصلت آيه ٥٣).
«به همين زودى نشانه هاى خود را در جهان ودر نفوس انسانها، ارائه مى دهيم تا بدانند او حق است واو بر همه چيز قادر وتوانا است».
جمله (وَفي أنْفُسِهِمْ) دعوت به شناخت نفوس انسانى است كه مى تواند پايه شناختها ى ديگرى باشد.
٢ـ شناخت طبيعت:
شناخت جهان، مورد علاقه اسلام است: (قُلِ انْظُرُوا ما ذا فِي السَّمواتِ والأرضِ) (سوره يونس آيه ١٠١).
«بگو: به آنچه در آسمانها وزمين است، بنگريد».
در آيه ديگرى، شناخت جهان را از نشانه هاى افراد خردمند دانسته :
(إنَّ في خَلْقِ السَّمواتِ والأرضِ واخْتِلافِ اللَّيل والنَّهارِ لاَيات لاِولِى الألْبابِ)( آل عمران آيه ١٩٠).
«در آفرينش آسمانها وزمين ودر پى آمدن شب وروز، براى خردمندان نشانه ها است».
٣ـ شناخت تاريخ: قرآن شناخت تاريخ را به عنوان يك معلّم پند دهنده معرفى مى كند: (لَقَدْ كانَ في قَصَصِهِمْ عِبْرَةٌ لاُِولِى الألْبابِ) (سوره يوسف آيه ١١١).
ودر آيات ديگر، انسانها را دعوت مى كند كه زندگانى اقوام وملل گذشته را عالمانه مطالعه كنند: