رساله توضيح المسائل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٤٨
(مسأله ٢٠٢٠) اگر بستگان يا نزديكان زن، او را براى مردى بدون اجازه او عقد كنند و بعداً زن بگويد به آن عقد راضى هستم، عقد صحيح است و همچنين است در مورد مرد.
(مسأله ٢٠٢١) اگر زن و مرد يا يكى از آن دو را به ازدواج مجبور نمايند و بعد از خواندن عقد راضى شوند و بگويند با آن عقد راضى هستيم عقد صحيح است.
(مسأله ٢٠٢٢) پدر و جد پدرى در صورت ضرورت مى توانند براى فرزند نابالغ يا ديوانه خود كه به حال ديوانگى بالغ شده است ازدواج كنند. و بعد از آن كه طفل بالغ شد يا ديوانه عاقل گرديد، نبايد آن را به هم بزنند.
(مسأله ٢٠٢٣) دخترى كه به حد بلوغ رسيده و رشيده است يعنى مصلحت خود را تشخيص مى دهد; اگر بخواهد شوهر كند، چنانچه باكره باشد، بايد از پدر يا جد پدرى خود اجازه بگيرد و اجازه مادر و برادر لازم نيست. ولى اگر همسر مناسبى براى دختر پيدا شود و پدر مخالفت كند، اذن او شرط نيست.
(مسأله ٢٠٢٤) اگر پدر و جد پدرى غائب باشند، به طورى كه نشود از آنان اذن گرفت و دختر هم احتياج به شوهر كردن داشته باشد، اجازه پدر و جد پدرى ساقط است و نيز اگر دختر باكره نباشد در صورتى كه بكارتش به واسطه شوهر كردن از بين رفته باشد، اجازه پدر و جد لازم نيست.
(مسأله ٢٠٢٥) اگر پدر، يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد، پسر بايد بعد از بالغ شدن خرج آن زن را ـ در صورت تمكين و قابليت براى مسائل زناشويى ـ بدهد.
(مسأله ٢٠٢٦) اگر پدر، يا جد پدرى براى پسر نابالغ خود زن بگيرد، چنانچه پسر در موقع عقد مالى داشته، مديون مهر زن است و اگر در موقع عقد مالى نداشته، پدر يا جد او بايد مهر زن را بدهند.