رساله توضيح المسائل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٥٢
(مسأله ٢٠٤٨) اگر زنى را براى خود عقد كند، دائمه باشد، يا صيغه، تا وقتى كه آن زن در عقد اوست، نمى تواند با خواهر آن زن ازدواج نمايد. و در ازدواج موقت اگر مدت زن تمام بشود يا به وى بخشند تا عده او به پايان نرسد، نمى تواند با خواهر او ازدواج كند.
(مسأله ٢٠٤٩) اگر زن خود را به ترتيبى كه در كتاب طلاق گفته مى شود، طلاق رِجعى دهد، در بين عدّه نمى تواند خواهر او را عقد نمايد، بلكه در عدّه طلاق بائن هم كه بعداً بيان مى شود، احتياط مستحب آن است كه از ازدواج با خواهر او خوددارى نمايد.
(مسأله ٢٠٥٠) انسان نمى تواند بدون اجازه زن خود با خواهرزاده و برادرزاده او ازدواج كند ولى اگر بدون اجازه زنش آنان را عقد نمايد و بعداً زن بگويد به آن عقد راضى هستم، اشكال ندارد و احتياط موكد اين است كه عقد را تجديد كند.
(مسأله ٢٠٥١) اگر زن بفهمد شوهرش برادرزاده يا خواهرزاده او را عقد كرده و حرفى نزند، چنانچه بعداً رضايت ندهد، عقد آنان باطل است. ولى اگر از حرف نزدنش معلوم باشد كه باطناً راضى بوده شوهرش نمى تواند از برادرزاده او جدا شود مگر آن كه او را طلاق دهد.
(مسأله ٢٠٥٢) اگر زنى كه در حال احرام است با مردى كه در حال احرام نيست، ازدواج كند عقد او باطل است، و اگر زن مى دانسته كه ازدواج كردن در حال احرام حرام است، بايد با آن مرد ازدواج نكند. و همچنين است اگر مرد در حال احرام باشد، و زن در حال احرام نباشد.
(مسأله ٢٠٥٣) اگر مرد طواف نساء را كه يكى از كارهاى حج است، به جا نياورد، زنش كه به واسطه مُحْرِم شدن بر او حرام شده بود، حلال نمى شود. و نيز اگر زن طواف نساء نكند، شوهرش بر او حلال نمى شود ولى اگر بعداً طواف نساء را انجام دهند، به يكديگر حلال مى شوند.
(مسأله ٢٠٥٤) اگر كسى دختر نابالغى را براى خود عقد كند، پيش از آن كه نه سال دختر تمام شود، نبايد با او نزديكى كند، و اگر نه سال او تمام شد و استعداد جسمانى براى نزديكى نداشته باشد نبايد با او نزديكى نمايد و اگر نزديكى انجام داد و او را «افضا» نمود هيچ وقت نبايد با او نزديكى كند.