رساله توضيح المسائل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٣٢٩
رمضان آن عذر برطرف شود و تا رمضان سال بعد به واسطه مرض نتواند روزه بگيرد، روزه هائى را كه نگرفته بايد قضا كند.
(مسأله ١٣٥٩) اگر در ماه رمضان به واسطه عذرى روزه نگيرد و بعد از رمضان عذر او برطرف شود و تا رمضان آينده عمداً قضاى روزه را نگيرد، بايد روزه را قضا كند و براى هر روز يك مدّ آرد گندم هم به فقير بدهد.
(مسأله ١٣٦٠) اگر در قضاى روزه كوتاهى كند تا وقت تنگ شود و در تنگى وقت عذرى پيدا كند، بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك مد آرد گندم به فقير بدهد.
(مسأله ١٣٦١) اگر مرض انسان چند سال طول بكشد، بعد از آن كه خوب شد اگر تا رمضان آينده به مقدار قضا وقت داشته باشد بايد قضاى رمضان آخر را بگيرد و براى هر روز از سال هاى پيش يك مدّ آرد گندم به فقير بدهد.
(مسأله ١٣٦٢) كسى كه بايد براى هر روز يك مدّ طعام به فقير بدهد، مى تواند كفّاره چند روز را به يك فقير بدهد.
(مسأله ١٣٦٣) اگر قضاى روزه رمضان را چند سال تأخير بيندازد بايد قضا را بگيرد و براى هر روز يك مدّ آرد گندم به فقير بدهد.
(مسأله ١٣٦٤) اگر روزه رمضان را عمداً نگيرد، ـ علاوه بر كفّاره ـ بايد قضاى آن را به جا آورد و چنانچه تا رمضان آينده قضاى آن روزه را به جا نياورد، و براى هر روز نيز يك مدّ بايد به فقير بدهد.
(مسأله ١٣٦٥) بعد از مرگ پدر و مادر; پسر بزرگتر بايد قضاى نماز و روزه او را به تفصيلى كه در مسأله١٣٢٥ گفته شد، به جا آورد ولى قضاى روزه مادر بر پسر واجب نيست.
(مسأله ١٣٦٦) اگر پدر و يا مادر غير از روزه رمضان، روزه واجب ديگرى را مانند روزه نذر نگرفته باشد، قضاى آن بر پسر بزرگتر واجب نيست.