رساله توضيح المسائل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٤
د. زندگى عادى ومعمولى
پيامبران به حكم اين كه براى هدايت مردم برانگيخته شده اند زندگى عادى ومعمولى خواهند داشت آنان بسان مردم راه مى روند، كار مى كنند، عقد زناشوئى مى بندند وهرگز كارهاى متناسب با مرتاضان وتاركان دنيا را انجام نمى دهند. ولذا بايد برنامه پيامبران يك برنامه مفيد وسازنده باشد وهرگز نبايد مردم را به رهبانيت وترك زندگى دعوت كنند. در صدر اسلام يكى از خرده هائى كه بر پيامبر مى گرفتند اين بود كه مى گفتند:
(...ما لِهذا الرَّسُولِ يَأكُلُ الطَّعامَ وَ يَمْشي فِي الأسواقِ...)(سوره فرقان آيه٧)
چرا اين پيامبر غذا مى خورد ومانند ما در بازار راه مى رود .
آنان كه اين ايراد را مى كردند از هدف بعثت آگاه نبودند كه پيامبر بايد با مردم بياميزد و از آنان فاصله نگيرد تا بهتر بتواند در آنان نفوذ كند.
هـ . اخلاص دردعوت
شيوه تمام پيامبران اين بود كه در دعوت خود خواهان اجر و پاداش نبودند ومنطق همگى اين بود كه :
(وَما أسْألُكُمْ عَلَيْهِ مِنْ أجْر إنْ أجْرِيَ إلاّ على رَبِّ العالَمين)(سوره شعراء آيه١٠٩)
براى كار خود اجر و پاداشى نمى طلبم، اجر من بر عهده خداى جهانيان است .
واگر پيامبر گرامى در موردى مى فرمايد:
(...قُلْ لا أسئَلُكُم عَلَيْهِ أجْراً إلاّ المَوَدَّةَ فِي القُربى)(شورى آيه ٢٣)
بگو من مزد و پاداشى جز دوستى خاندانم نمى خواهم .
بدين جهت است كه يك چنين پاداش، پاداش صورى است نه حقيقى، زيرا نتيجه ارتباط با خاندان پيامبر به خود انسان باز مى گردد، نه به خود آنها، اين نوع ارتباط از قبيل ارتباط ناقص