رساله توضيح المسائل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٢
مغز به قلب واز حالت علمى به صورت ايمان در آيد. وتا علم رنگ ايمان به خود نگيرد مايه هدايت ورستگارى نمى گردد، از باب مثال مى گوييم، همه ما مى دانيم كه مرده نمى تواند به انسان ضررى برساند ولى در عين حال همگى از آن مى ترسيم وحاضر نيستيم يك شب با او در بستر بخوابيم. حال آنكه مرده شور نمى ترسد و واهمه ندارد. تفاوت علم ما با علم مرده شور، در اين است كه علم ما فقط آگاهى است وهنوز به علم خود ايمان نداريم. در حالى كه مرده شور بر اثر ممارست، مؤمن است واز مرده نمى ترسد. علم اين گروه كه الكل مى نوشند علمى است كه به حالت ايمان (كه بازدارندگى اثر آن است) در نيامده است.
گذشته از اين، اين گروه يك محاسبه ديگرى نيز مى كنند وآن اينكه زندگى توأم با كيفيت را بر زندگى با كميّت اما بدون كيفيّت مقدّم مى دارند . ودرحقيقت زندگى نخست را بر زندگى دوّم ترجيح مى دهند ومعتقدند شصت سال زندگى با عيش ونوش بهتر از هشتاد سال زندگى پيراسته از آن است.
چگونه از خطا مصون مى شوند؟
عامل باز دارنده پيامبران از گناه روشن شد، اكنون بايد ديد عامل باز دارنده آنان از خطا چيست؟
عامل باز دارنده آنان از خطا يك عامل غيبى است كه در روايات از آن به روح القدس تعبير آورده اند. خداوند آنان را با قدرت ونيروئى مجهز كرده كه نمى گذارد آنان به خطا واشتباه بيفتند، وپيوسته آنان در متن واقعيات قرار مى گيرند واين لطف الهى در حق آنان براى اين است كه اعتماد مردم را به خود جلب كنند، ودر نتيجه هدايت مردم كه براى آن هدف برانگيخته شده اند عملى گردد.
ب. دارنده معجزه
يكى از ديگر صفات آنان اين است كه بايد براى اثبات حقانيت خود دليل وگواهى همراه داشته باشند ويكى از طرق اثبات حقانيت، داشتن معجزه است هرچند، معجزه دليل منحصر نيست