رساله توضيح المسائل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٦٠
الف. عصمت
مقصود از عصمت اين است كه پيامبران بايد در مقابل گناه مصون وبيمه باشند. اين شرط به دو چيز بازگشت مى كند:
الف ـ چرا پيامبران بايد معصوم ومصون باشند؟
ب ـ چه مى شود كه آنان داراى چنين قوه وقدرت مى شوند؟
اينك هر دو جهت را بيان مى كنيم: اما جهت نخست، دليل آن اين است كه انبياء براى هدايت مردم برگزيده شده اند وشرط هدايت اين است كه مردم به آنان اعتماد داشته باشند وواقعاً سخن آنها را سخن خدا تلقى كنند، اگر پيامبرى به گفته خود عمل نكند وبه اصطلاح گناهى از او سر بزند اين كار سبب مى شود مردم به او اعتماد نكرده ودر ادعاى او شك و ترديد كنند وبگويند اگر او واقعاً خود را بر انگيخته خدا مى داند، چرا به گفته خود عمل نمى كند؟
البته اين بيان بخشى از مدعاى نخست را ثابت مى كند وآن اين كه پيامبران بايد مصون از گناه باشند واما بخش ديگر از ادعا وآن اينكه پيامبران بايد پيراسته از اشتباه و خطا باشند، دليل آن اين است كه اگر پايه گذار دين در تبليغ احكام دچار اشتباه شود اعتماد مردم از بين مى رود وسلب اعتماد، مايه از بين رفتن هدايت مردم كه براى آن برانگيخته شده اند، مى گردد.
و همچنين اگر در امور عادى دچار اشتباه شود، اين كار سبب مى شود كه مردم به ديگر گفته هاى او اگر مربوط به شريعت باشد از ديده شك و ترديد بنگرند.
خلاصه براى تحقق هدفى كه انبياء براى آن برانگيخته شده اند لازم است پيامبران با نيروى عصمت ومصونيت از گناه و خطا مجهز شوند تا غرض الهى عملى گردد.
اكنون لازم است در باره مطلب دوم سخن بگوييم وآن اين كه چه مى شود كه انبياء از گناه وخطا مصونيت پيدا مى كنند وعامل باز دارنده آنان در دو مرحله چيست، واين همان موضوع گفتار ما در بخش آينده است.