رساله توضيح المسائل - سبحانى، شیخ جعفر - الصفحة ٤٦٧
زن ها از حيض يا نفاس پاك مى شوند، صبر كند.
(مسأله ٢١٤٤) اگر مردى كه غائب است بخواهد زن خود را طلاق دهد چنانچه بتواند اطلاع پيدا كند كه زن او در حال حيض يا نفاس است يا نه، اگرچه اطلاع او از روى عادت حيض زن; يا نشانه هاى ديگرى باشد كه در شرع معين شده، بايدتا مدتى كه معمولاً زن ها از حيض يا نفاس پاك مى شوند، صبر كند.
(مسأله ٢١٤٥) اگر با عيالش كه از خون حيض و نفاس پاك است، نزديكى كند و بخواهد طلاقش دهد، بايد صبر كند تا دوباره حيض ببيند و پاك شود. ولى زنى را كه نه سالش تمام نشده، يا آبستن است; اگر بعد از نزديكى طلاق دهد، اشكال ندارد و همچنين است اگر يائسه باشد يعنى اگر سيّده است، بيشتر از شصت سال و اگر سيده نيست، بيشتر از پنجاه سال داشته باشد.
(مسأله ٢١٤٦) هر گاه با زنى كه از خون حيض و نفاس پاك است نزديكى كند و در همان پاكى جدّاً طلاقش دهد اگر بعد معلوم شود كه موقع طلاق آبستن بوده، اشكال ندارد.
(مسأله ٢١٤٧) اگر با زنى كه از خون حيض و نفاس پاك است نزديكى كند و مسافرت نمايد چنانچه بخواهد در سفر طلاقش دهد، اگر استعلام ممكن نباشد بايد به قدرى كه زن معمولاً بعد از آن پاكى خون مى بيند و دوباره پاك مى شود، صبر كند و بهتر اين است كه يك ماه صبر نمايد.
(مسأله ٢١٤٨) اگر مرد بخواهد زن خود را كه به واسطه مرضى كه حيض نمى بيند يا در آفرينش چنين است طلاق دهد، بايد از وقتى كه با او نزديكى كرده تا سه ماه از نزديكى با او خوددارى نمايد و بعد او را طلاق دهد.
(مسأله ٢١٤٩) طلاق بايد به صيغه عربى صحيح خوانده شود و دو مرد عادل آن را بشنوند و اگر خود شوهر بخواهد صيغه طلاق را بخواند و اسم زن او مثلاً فاطمه باشد، بايد بگويد: زَوْجَتِى فاطِمَهُ طالِق يعنى زن من فاطمه رها است و اگر ديگرى را وكيل كند آن وكيل بايد بگويد: زَوْجَةُ مَوَكِّلِى فاطِمَةُ طالِق.