بیت المال و حقوق آن
(١)
پیشگفتار
٩ ص
(٢)
مقدمه
١١ ص
(٣)
1 تعریف بیت المال
١٥ ص
(٤)
2 تاریخچه پیدایش بیت المال
١٧ ص
(٥)
3 اهمیت بیت المال
٢١ ص
(٦)
1 زکات
٣٠ ص
(٧)
2 خمس
٣٧ ص
(٨)
3 جزیه
٤٠ ص
(٩)
4 خراج
٤٣ ص
(١٠)
5 انفال دولتی
٤٧ ص
(١١)
6 املاک دولتی
٤٩ ص
(١٢)
7 عشور
٥١ ص
(١٣)
8 هدیه
٥٥ ص
(١٤)
9 مالیات
٥٧ ص
(١٥)
1 امانتداری
٦٠ ص
(١٦)
2 علاقمندی به عمران و آبادانی
٦٢ ص
(١٧)
3 نگه نداشتن جانب خویشاوندان
٦٤ ص
(١٨)
4 نرمخویی
٦٦ ص
(١٩)
الف راه هرگونه استفاده شخصی از بیت المال بسته است
٧١ ص
(٢٠)
ب اتلاف بیت المال موجب ضمان است
٧٥ ص
(٢١)
ج اسراف بیت المال ممنوع است
٧٧ ص
(٢٢)
1 بازنگری در روشهای آموزش مفاهیم اخلاقی و دینی
٨٧ ص
(٢٣)
2 افزایش آگاهیهای عمومی
٨٨ ص
(٢٤)
3 وضع مقررات سخت
٨٩ ص
(٢٥)
4 گزینش متصدیان شایسته
٩٠ ص
(٢٦)
1 خیانت
٩٣ ص
(٢٧)
2 سوء مدیریت
١٠١ ص
(٢٨)
3 اسراف و تبذیر
١٠٢ ص
(٢٩)
1 سلب شدن اعتماد همگانی از متصدیان
١١٢ ص
(٣٠)
2 از میان رفتن ثروتها و تخریب منابع ملی
١١٣ ص
(٣١)
3 پیدایش نارضایتی و بروز شورش میان مردم
١١٥ ص
(٣٢)
منابع و ماخذ
١١٧ ص

بیت المال و حقوق آن - بینش، عبدالحسین - الصفحة ١١١ - ٣ اسراف و تبذیر

زيرا كه مؤمن خيانت نمى‌كند.

با آن كه از ديدگاه اسلام مقابله به مثل در بسيارى از كارها روا مى‌باشد اما در خيانت چنين نيست و پاسخ رفتار خائنانه را نبايد با خيانت داد.

رسول خدا ٦ فرموده است:

«لا تَخُنْ مَنْ خانَكَ فَتَكُونَ مِثْلُهُ» [١]

به آن كس كه به تو خيانت مى‌كند، خيانت مكن چرا كه تو نيز چون او مى‌شوى.

سليمان بن خالد مى‌گويد: مالى را نزد كسى گذاشته بودم ولى او منكر شد و سوگند خورد. مدتى بعد مالى از او پيش من موجود بود، من از امام صادق ٧ پرسيدم كه آيا مى‌توانم مال خود را به جاى مال او بردارم و سپس مثل او منكر شوم و سوگند بخورم؟ امام ٧ در پاسخ فرمودند:

«انْ خانَكَ فَلا تَخُنْهُ، فَلا تَدْخُل فيما عِبْتَهُ عَلَيْهِ» [٢]

اگر او به تو خيانت كرده است تو به او خيانت مكن و در كارى كه او را بر انجامش عيب مى‌كنى وارد مشو.

در اين ميان، نكوهيده‌تر از همه خيانتى است كه نسبت به امت اسلامى روا داشته شود. امير مؤمنان، على ٧ مى‌فرمايند:

«وَ إِنَّ أَعْظَمَ الْخِيانَةِ خِيانَةُ الْأُمَّةِ و أَفْظَعَ الغِشِّ غِشُّ الْأَئِمَّةِ» [٣]


[١] - ميزان الحكمه، ج ٣، ص ١٩٦، به نقل از بحار، ج ١٠٣، ص ١٧٥

[٢] - ميزان الحكمه، ج ٣، ص ١٩٦ به نقل از تفسير نورالثقلين، ج ٢، ص ١٤٤

[٣] - نهج‌البلاغه، نامۀ ٢٦