احکام حقوقی اسلام - یوسفیان، نعمت الله - الصفحة ٣٧ - دیه اعضای بدن
آن، صورتهاى گوناگونى دارد كه به برخى از آنها اشاره مىكنيم:
الف- زبان شخص سالم:
١- قطع كامل آن، ديه كامل دارد [١].
٢- قطع قسمتى از آن، با حروف معجم [٢] بررسى مىشود و ديه بر تمام آنها به طور مساوى تقسيم مىگردد. بنابراين، اگر قدرت تكلّم بر همه حروف معجم از بين برود، ديه كامل دارد و چنانچه قدرت تكلّم بر برخى از آنها از بين برود، فقط پرداخت سهم از بين رفته واجب است [٣].
٣- آنچه در (صحت و نقص) زبان شخص سالم معتبر است، مقدار از بين رفتن تكلّم بر حروف است، نه مقدار مساحت زبان. بنابراين، اگر نصف زبان قطع شده، ولى قدرت تكلّم بر ١٤ حروف از بين رود، ١٢ ديه به او تعلق مىگيرد و چنانچه ربع زبان بريده شود، ولى قدرت تكلم بر ١٢ حروف از بين رود، ١٢ ديه به او تعلق مىگيرد [٤].
٤- اگر با جنايت، قدرت تكلم بر حرفى از بين نرود، اما زبانش سنگين يا تند گو گردد، به صورتى كه عيب شمرده شود، جانى بايد ارش بپردازد [٥].
٥- بريدن زبان بچه پيش از رسيدن به حدّ سخن گفتن، ديه كامل دارد و اگر به آن حد رسيده، ولى به سخن نيامده باشد، ١٣ ديه دارد [٦].
ب- زبان شخص لال:
[١]- تحريرالوسيله، ج ٢، ص ٥٧٥، مسألۀ ١.
[٢] - حروف معجم در عربى ٢٨ حرف است و ديه بر آنها تقسيم مىشود و حروف معجم غير عربى - هر زبانى كه باشد - ظاهر آن است كه بطور مساوى بر آنها توزيع مىشود.
[٣] - تحرير الوسيله، ج ٢، ص ٥٧٥، مسألۀ ٢.
[٤] - همان، مسأله ٤
[٥] - همان، مسأله ٥
[٦] - همان، مسأله ٨.