تاريخ سياسى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ٢٣
تظلمات مردمى شدند. هر چند پس از مهاجرت صغير، «١» شاه فرمان تأسيس عدالتخانه را صادر كرد ولى عوامل استبداد از جمله صدر اعظم، امينالدوله» حاضر به اجراى آن نشدند. در مرحله بعدى با انجام مهاجرت كبير، «٢» شاه به خواست جديد مردم تن داد و فرمان مشروطيت را صادر كرد و براى اوّلين بار مجلس شوراى ملّى تشكيل شد.
در اين دوره نيز همانند قبل، اعطاى امتيازات گوناگون به خارجيان تداوم يافت. از جمله آنها امتياز نفت بود كه به يك انگليسى به نام دارسى داده شد.
٦- محمد على شاه محمدعلى شاه در زمان حكومت خود در تبريز بر ضد مشروطهخواهان اقدام كرد، ولى براى اينكه بتواند به سلطنت برسد تغيير روش داد و به طور ظاهرى با مشروطيت و قانون اساسى تنظيم شده موافقت كرد، امّا به محض رسيدن به سلطنت بناى مخالفت با مشروطه را گذاشت. اوّلين اظهار مخالفت را با عدم دعوت نمايندگان مجلس در جشن تاجگذارى بروز داد. او با دعوت از «امينالسلطان» جهت پذيرشِ مقام «صدارت عظمى» زمينه سركوبى نهضت را هم فراهم كرد.
وى سوگند ياد كرده و پشت قرآن با دستخط و امضاى خود نوشته بود كه هرگز عليه مشروطيت اقدام نكند. امّا او كه از محدوديتها و سلب اختيارات توسّط قانون اساسى مشروطيت بشدّت عصبانى بود، مدّتى بعد به كمك قواى قزّاق و فرمانده روسى آنها به نام «لياخوف» مجلس را به توپ بست. پس از اين سركوبى، حكومت وى كه به «استبداد صغير» معروف شده است آغاز شد. در اين زمان انقلابيون از رشت و اصفهان به سوى تهران حركت كرده و دوباره پايتخت را فتح نمودند.
پس از آن، در حالى كه محمدعلى شاه به سفارت روس پناهنده شده بود توسط