تاريخ سياسى معاصر ايران - نظرپور، مهدی - الصفحة ١٢٨
وارد خانه مدرّس مىشوند و او را دستگير مىكنند. درگاهى، رئيس شهربانى وقت، با چكمه، لگدى بر سينه مدرس مىزند كه مدّتها از اين ضربه رنج مىبرد. سپس خود درگاهى، نامهاى را كه حكم تبعيد بود به دست مدرّس داده او را در حالى كه نه عمّامه بر سر داشت و نه عبا بر دوش، و با ضرب و شتم فراوان و بدون اينكه بگذارند حتى آن سيّد جليل كفش به پا نمايد، از خانه بيرون مىبرند و به روستاى خواف در خراسان در نزديكى مرز افغانستان تبعيد مىكنند و سرانجام پس از ده سال در رمضان ١٣١٧ ش/ ١٣٥٧ ه. ق او را به شهادت مىرسانند.
بدين ترتيب رضا خان با دسيسههاى فراوان و با اتّكاء به اجانب، سرانجام هم قدرت را قبضه كرد و هم از مدرس انتقام گرفت. اين يكى از دردناكترين حوادث تاريخ ايران است؛ يكى از لكههاى سياه و غمانگيزى كه بر دامن حكومت وقت افتاده و به هيچ وجه نمىتوان آن را زدود.