تاريخ تشيع در ايران

تاريخ تشيع در ايران - شاکر، ابوالقاسم - الصفحة ٩٤

يك. جلب رضايت ايرانيان و ادامه پشتيبانى آنها؛ دو. فرونشاندن قيامهاى علويان و خلع سلاح آنها؛ سه. خالى كردن صحنه از وجود امام رضا (ع)؛ مأمون در اين باره مى‌گويد: «ما ترسيديم اگر او را بدين حال رها كنيم، از جانب وى آن‌چنان شكافى در كار ما پديد آيد كه توان بستن آن را نداشته باشيم و بلايى بر سر ما فرود آيد كه غير قابل تحمل باشد! چهار. بهره‌بردارى از موقعيت استثنايى امام به نفع خود؛ پنج. مشروعيت بخشيدن به حكومت خويش. «١» مأمون به اين انگيزه خود اشاره مى‌كند و مى‌گويد: «ما او [امام رضا (ع)] را وليعهد خود قرار داديم تا دعايش براى ما باشد و به حكومت و خلافت ما اعتراف كند و ... بداند كه امر خلافت، ما راست نه او را.» «٢» ٣. اقدامات و تدابير امام رضا و تأثير آن در گسترش تشيع‌ امام رضا (ع) از اهداف پشت پرده مأمون در تحميل ولايت‌عهدى آگاه بود. از اين رو، هنگامى كه ناچار شد پس از تهديد مأمون ولايت‌عهدى بپذيرد، به گونه‌اى با اين مقام موافقت و رفتار كرد كه به نفع مأمون تمام نشود، بلكه كار به آنجا رسيد كه مأمون احساس خطر كرد و چنين گفت:
با بزرگ‌داشت او [امام رضا (ع)] مرتكب اشتباه شديم و با بزرگ داشتن او، خود را در معرض نابودى قرار داديم، سپس سهل‌انگارى در كار او جايز نيست. بايد اندك اندك از موقعيت او بكاهيم تا آنكه وى را در نظر مردم چنان ترسيم نماييم كه از ديد آنها شايستگى خلافت نداشته باشد، سپس در مورد او چنان انديشه كنيم كه خطرات وى متوجه ما نشود. «٣» امام رضا (ع) تدابير و اقداماتى در پيش گرفت كه با اجراى آنها هوش از سر «مأمون» سياستمدار ربود. اقداماتى كه موجب يك انقلاب فرهنگى و سياسى عميق و وسيع به نفع‌