تاريخ تشيع در ايران - شاکر، ابوالقاسم - الصفحة ١٠٣
مُفلح، قصد تعقيب داعى را داشت؛ امّا به سبب مرگ خليفه به رى احضار شد و از ادامه تعقيب، بازماند. پس از خروج مفلح از منطقه، داعى كبير به كمك ديلميان، بار ديگر بر طبرستان تسلط يافت و به نواحى خارج از آن حمله كرد و در رمضان ٢٥٦ هجرى رى را به تصرف درآورد. وى حتى در سال ٢٥٧ هجرى بر گرگان، كه در اختيار طاهريان بود، تسلط يافت. همين شكست طاهريان به زوال آنان انجاميد.
بعد از مدّتى، يعقوب ليث صفارى كه در سيستان قدرتى پيدا كرده بود، به بهانه پناه دادن داعى به يكى از مخالفانشان به نام عبدالله سَگْزى، به طبرستان لشكر كشيد كه در اين جنگ نيز داعى شكست خورد، ولى بار ديگر به كمك ديلميان توانست بر طبرستان تسلط يابد. حاكمان محلّى و دشمنان خارجى او بارها سر به شورش برداشتند كه داعى توانست آنها را سركوب نمايد. داعى در سال ٢٧٠ هجرى در اثر بيمارى درگذشت. «١» ٢- ٧. محمد بن زيد (٢٧٠- ٢٨٧ ق)
محمد بن زيد، برادر حسن بن زيد (داعى كبير) به سال ٢٧٠ هجرى جانشين حسن شد. او پيش از آن، برادر را در استمرار نهضتش يارى داده بود و مقام علمى و معنوى و سابقه او در نهضت، سبب شد كه داعى كبير، در اواخر عمرش از مردم و خواص براى او بيعت بگيرد. محمد بن زيد، به هنگام مرگ برادر در گرگان بود چون خبر درگذشت حسن را شنيد به سوى سارى حركت كرد و بر طبرستان، گرگان و گيلان سلطه يافت و به اداره امور آنجا پرداخت، به طورى كه آوازه همت، دانش و سخاوت، امانتدارى و وفاى او در همه جا پيچيد.
محمد بن زيد در جنگ با محمد بن هارون، كارگزار امير خراسان كه از طرف معتضد عباسى بر خراسان حكومت مىكرد كشته شد و فرزندش اسير شد. محمد بن هارون، سرِ محمد را با فرزند اسيرش، زيد به بخارا نزد امير سامانى فرستاد. او هم زيد را زندانى كرد. زيد چندى بعد از زندان آزاد شد و در بخارا سُكنا گزيد. «٢»