تاريخ تشيع در ايران - شاکر، ابوالقاسم - الصفحة ١٨
مقصد هدايت و راهنمايى مىكند. «١» از اين رو نبايد لحظهاى زمين از حجت خدا- امام- خالى بماند و گرنه زمين به همراه اهل آن نابود خواهد شد. «٢» شيعه، امامت را لطف پروردگار بر بندگان خود مىداند (الامام لطف) و بر خداوند است كه امامت را مانند نبوت از طريق وحى تعيين نمايد؛ با اين تفاوت كه پيامبر به طور مستقيم از طرف خداوند مبعوث مىگردد و امام با واسطه پيامبر (
تاريخ تشيع در ايران ٢٣ ٢ - ٣. اصول سياسى شيعه ص : ٢٢ ص) از سوى خدا معرفى مىگردد. «٣» مسئله امامت جنبه الهى داشت نه مردمى و حتى پيامبر نمىتوانست بدون تعيين خداوند كسى را براى اين منصب معرفى نمايد، از اين رو پيش شرط اسلام آوردن برخى از قبايل عرب- مانند، بنى عامر بن صعصعه- را كه گفتند رهبرىِ پس از تو از آن ما باشد، رد كرد و فرمود: «اين كار به دست خداست هر جا كه بخواهد آن را قرار مىدهد.» «٤» چنانكه انصار نيز در بيعت عقبه با پيامبر (ص) بر اين اساس بيعت كردند كه در هر شرايطى از آن حضرت اطاعت كنند و در مسئله جانشينى با او به نزاع برنخيزند. «٥» ب) عصمت امام؛ عصمت در لغت به معناى نگاهدارى نفس از گناه و در اصطلاح متكلمان شيعه، عبارت است از ملكه نفسانى يا نيروى ربانى و خدادادى كه دارنده آن را از خطا و گناه عمدى و سهوى- در عين قدرت ارتكاب- باز مىدارد. «٦» شيعه عصمت را در امام و رهبرى جامعه پس از پيامبر (ص) شرط مىداند، چون قوام و حفظ دين و شريعت به وجود امام معصوم است و بدون آن دين از تغيير و تبديل در امان نيست، زيرا وجود امام بدين جهت است كه پس از پيامبر (ص) به بيان احكام و دستورات دين بپردازد و به همان دليل كه پيامبر بايد در گرفتن وحى، حفظ و ابلاغ آن معصوم باشد تا در اين سه مورد