تاريخ تشيع در ايران

تاريخ تشيع در ايران - شاکر، ابوالقاسم - الصفحة ٥٠

ابوذر نيز مانند سلمان فارسى، در تمام دوره خلفا، در پيروى از على (ع) مى‌كوشيد واز چشمه گواراى علم او بهره مى‌جست، در راه حفظ ارزشهاى دينى و اجراى عدالت اسلامى از هيچ تلاشى دريغ نمى‌كرد و پيوسته فضايل و شايستگى اهل بيت پيامبر (ص) را متذكر مى‌شد. «١» البته در زمان دو خليفه اول، به دليل فعاليت آنان براى گسترش كلمه توحيد و حفظ دستاوردها و ظواهر دستورهاى دينى، مجالى براى ظهور او وجود نداشت؛ زمان خليفه دوم، به دليل نقل احاديث پيامبر (ص) توسط خليفه زندانى شد. «٢» اما هنگامى كه خليفه سوم از اصول اسلامى، كه در واقع اصول تشيع نيز به حساب مى‌آمد دور شد، رجال برجسته شيعى مثل سلمان، ابوذر و عمار ضمن نقل فضيلتهاى على (ع)، بر خليفه و سرپيچى او از اصول معترض شدند. «٣» ابوذر غفارى مى‌گفت: از پيامبر (ص) شنيدم كه فرمود: بعد از من، به كتاب خدا و على (ع) رجوع كنيد. «٤» او در كنار كعبه مى‌ايستاد و فرياد مى‌زد: اى مردم! هر كس مرا نمى‌شناسد، من ابوذر غفارى هستم. از پيامبر (ص) شنيدم كه فرمود: اهل بيت من به كشتى نوح مى‌ماند؛ هر كس از آنان تخلف كند، غرق مى‌شود. «٥» ابوذر سعى داشت فضيلتهاى اهل بيت (ع) به ويژه على (ع) را در ميان نسل جوانى كه زمان پيامبر (ص) را درك نكرده بودند، بيان كند؛ بدين سبب، عثمان او را به شدت از تماس با جوانان پرهيز مى‌داد. «٦» ٤- ٤. مقداد بن عمرو «٧» در حديثى از پيامبر اكرم (ص) نقل شده كه فرمود: خداوند متعال به من امر فرمود تا چهار نفر را دوست بدارم و خود نيز آنان را دوست دارد؛ آنان عبارت‌اند از: على، مقداد، ابوذر و سلمان.