تاريخ تشيع در ايران - شاکر، ابوالقاسم - الصفحة ٢٤
وجه نمىتوان «مقبوليت» را تنها عامل «مشروعيت حكومت» در نظام حكومت اسلامى تلقى كرد. پيامبر اسلام (ص) درباره دليل مشروعيت حكومت حضرت على (ع) مىفرمايد:
انَّ وَلِيَّكُم وَ انَّ امَامَكُمْ عَلىُّ بن ابىطالبِ، فَناصِحُوهُ و صَدِّقُوهُ؛ فَانَّ جِبرَئِيلَ أَخبَرَنى بذلكَ. «١» همانا سرپرست شما و امام و رهبر شما علىبن ابىطالب (ع) است، پس با او يكدل و يكرنگ باشيد و او را تصديق كنيد كه جبرئيل از جانب خداوند مرا به اين امر، آگاه كرده است.
پيامبر (ص) نخست ولايت و امامت بىقيد و شرط على (ع) را بر مردم ثابت شمرده و آنگاه اين انتصاب را نه از جانب خودشان بلكه از جانب خداوند دانستهاند و پس از ثبوت ولايت آن حضرت، براى تحكيم آن، از مردم مىخواهند كه او را در اين ولايت تصديق كنند و ياران مخلصى براى امام خود باشند.
بزرگترين شاهد براى مشروعيت حكومت حضرت على (ع) حادثه غدير است كه پيامبر (ص) تنها بااستناد به وحى، على (ع) را به ولايت برگزيد و فرمود:
الَسْتُ اولَى بِكُم مِن انْفُسِكُم، مَنْ كُنتُ مَولاهُ فَهَذا عَلىُّ مَولاهُ. «٢» همانگونه كه من بر شما، از خودتان داراى ولايت و اختيار بيشترى هستم، على (ع)، چنين رهبرى و ولايتى بر شما دارد.
پس از آنكه پيامبر (ص) ولايت على (ع) را با استناد به انتصاب الهى ثابت كرد، براى تاكيد اين مشروعيت الهى، از تمام مردم حاضر در غدير خم خواست كه با وى بيعت كنند و هميارى و همكارى خود را باايشان اعلام دارند.
ب) شئون امامت:
شيعه، امامت را- به جز نزول وحى- ادامه نبوت مىداند و معتقد است اطاعت از امام بدون هيچ قيد و شرطى، همانند اطاعت از پيامبر مطلق است و تمام شئون آن حضرت را دارا است.
امام هشتم در تعريفى جامع و رسا از مقام امامت فرموده است:
امامت، مقام پيامبران، ميراث جانشينان- انبيا- است، امامت جانشينى خدا و رسول اوست ... امامت ريشه و اساس اسلام رشد يا بنده و شاخه بلند آن است. «٣»