تاريخ تشيع در ايران

تاريخ تشيع در ايران - شاکر، ابوالقاسم - الصفحة ٨٨

مدت امامتش بيست سال بود كه حدود ده سال اول آن، با سالهاى آخر زمامدارى هارون، پنج سال با حكومت فرزند او امين و پنج سال آخر با حكومت پسر ديگرش مأمون هم‌زمان بود. «١» ١- ٢. امام رضا در عصر هارون‌ بيشتر دوره امامت امام هشتم با حكومت هارون معاصر بود. با آنكه رفتار هارون با شيعيان خوب نبود و آنها را تبعيد و زندانى مى‌كرد و يا مى‌كشت و حتى مرقد امام حسين (ع) را ويران و زمين كربلا را شخم زد و درخت سدرى را كه زائران در سايه‌اش مى‌آسودند، به دست كارگزارانش قطع كرد، ولى به دليل تظاهر به بى‌طرفى در شهادت امام كاظم (ع) يا دلايل ديگر، درصدد آزار امام هشتم برنيامد و گويا آن حضرت نيز از اين تصميم هارون آگاه بود، چون وقتى برخى از شيعيان از دعوت آشكار و گسترده امام ترسناك بودند، امام (ع) فرمود: «هر چه مى‌خواهد تلاش كند؛ او راهى بر من ندارد.» «٢» محمد بن سنان مى‌گويد: «در روزگار هارون به امام رضا (ع) عرض كردم: خود را به اين امر (امامت) مشهور كرده و جاى پدر نشسته‌ايد، در حالى كه از شمشير هارون خون مى‌چكد.» امام (ع) فرمود:
آنچه مرا به اين كار بى‌پروا ساخته سخن پيامبر است كه فرمود: «اگر ابوجهل يك مو از سر من بگيرد گواه باشيد كه من پيامبر نيستم.» من هم به شما مى‌گويم: اگر هارون مويى از سر من كم كرد گواه باشيد كه من امام نيستم! «٣» مبارزات علنى امام (ع) در زمينه تبيين و تثبيت امامت خود و نفى امامت ديگران، به حدّى بود كه درباريان هارون احساس خطر كرده جريان فعاليتهاى آن حضرت را به هارون گزارش كردند. هارون- كه هنوز وجدانش از جريان به شهادت رساندن امام كاظم (ع) در رنج و عذاب بود- در پاسخ آنان با ناراحتى گفت:
آيا آنچه را كه نسبت به پدرش انجام داديم كافى نيست؟ شما مى‌خواهيد ما همه آنان را بكشيم؟! «٤»