تاريخ تشيع در ايران - شاکر، ابوالقاسم - الصفحة ١٧
شيعه حضرت على (ع) در دوران پيامبر (ص) بودن، بدين معنى نمىباشد كه آنها راه و رسم جداگانه در پيش گرفتند، چون بديهى است كه لازمه پيروى از حضرت على (ع) پيروى از رسول اسلام (ص) و حضرت على (ع)، خود تسليمترين فرد به اوامر پيامبر (ص) بود. و هيچگاه از دنبالهروى و تبعيت از وى تخطى ننمود. «١» پيامبر نيز همواره على را بر حق دانسته است. «٢» در اينجا، نخست اصول و مبانى عقيدتى شيعه، سپس به انديشههاى سياسى آن به اختصار مىپردازيم:
١- ٣. اصول اعتقادات شيعه الف) امامت، اصلى از اصول دين؛ يكى از مهمترين جهاتِ بحث پيرامون اصل امامت، جهت اعتقادى آن است. شيعه بر اين باور است كه امامت از حساسترين و حياتىترين اصول اعتقادى است؛ زيرا سعادت دو جهان، اصلاح اخلاق و رفتار و همه شئون زندگى مسلمانان و بقا و بالندگى اسلام وابسته به آن است. با توجه به چنين جايگاه مهم اعتقادى است كه پيامبر اسلام (ص) مىفرمايد: «مَن ماتَ بِغَيرِ امامٍ ماتَ ميتَةً جَاهِليَّةً؛ «٣» كسى كه بدون امام از دنيا برود، به مرگ جاهليت- قبل از اسلام- مرده است.» شيعه با توجه به حياتى بودن مسئله امامت آن را در رديف ديگر اصول اعتقادى يعنى توحيد، نبوت و معاد از اصول مذهب خويش قرار داده است. «٤» شيعه بر اين باور است كه بقاى دين موقوف به وجود امام است، چنان كه حدوث آن نيازمند به وجود پيامبر (ص) بود. «٥» ولى اهل سنت، امامت را از فرع دين و در رديف احكام عملى اسلام قلمداد كردهاند. «٦» متكلمان شيعه و سنى، امامت را جانشينى پيامبر در امر دين و دنيا دانستهاند، «٧» ولى شيعه معتقد است كه امامت در باطن نوعى ولايت بر انسان و اعمال او دارد و در ظاهر انسان را تا