تاريخ تشيع در ايران - شاکر، ابوالقاسم - الصفحة ٢٧
كسى را بر ديگرى حقى باشد كه ديگرى را بر او حقى نباشد، چنين حقى مختص خداوند سبحان است و آفريدهها را چنين حقى نيست. «١» حضرت على در قسمتى از خطبه مفصل صفين پيرامون حقوق متقابل امام و امت و ثمرات رعايت آن مىفرمايد: «و بزرگترين حقها كه خداوند سبحان واجب گردانيده، حق والى بر رعيت و حق رعيت بر زمامدار و والى است. اين حكم را خداوند سبحان براى هر يك از زمامدار و رعيت بر ديگرى واجب فرموده است و آن را سبب نظم و آرامش براى دوستدارى ايشان يكديگر را و ارجمندى براى دينشان قرار داده است. پس حال رعيت نيكو نمىشود مگر به خوشرفتارى حكمفرمايان، و حال حكمفرمايان نيكو نمىگردد، جز به ايستادگى رعيت در انجام دستور ايشان.
پس هرگاه رعيت حق والى و والى حق رعيت را ادا نمود، حق در ميانشان ارزشمند و برنامههاى دينشان برقرار و روشهاى عدل و درستكارى برپا و سنتها- احكام- در جايگاه خود جريان پيدا مىكند و بر اثر آن روزگار اصلاح مىشود تاريخ تشيع در ايران ٣٢ د. نياز دين به تفسير و تبيين ص : ٣١ و به دوام و پايندگى دولت و حكومت اميد مىرود و طمعهاى دشمنان از ميان مىرود (اجانب را برايشان تسلطى نخواهد بود». «٢» حضرت على در جاى جاى نهج البلاغه «٣» به خصوص در عهدنامه مالك اشتر «٤» ملاكها و معيارهاى حقوق متقابل حاكم اسلامى و مردم را تبيين نموده است كه اين خود بيانگر مبانى انديشه سياسى تشيع است.
پرسش ١. واژه شيعه در قرآن و روايات به چه معانى به كار رفته است؟
٢. شيعه در اصطلاح به چه كسانى گفته مىشود؟
٣. به چه دليل ولايت و امامت تداوم نبوّت است؟
٤. معناى عصمت چيست؟ و به چه دليل بايد امام معصوم باشد؟
٥. درباره اصول و مبانى انديشه سياسى شيعه به اختصار توضيح دهيد؟