تاريخ تشيع در ايران - شاکر، ابوالقاسم - الصفحة ٢١
اسرار جهان هستى و هدف از آفرينش علم داشته باشند؛ در غير اين صورت رهبرى آنان كامل نخواهد بود. و اين امر با حكمت الهى در تعيين امامت منافات پيدا مىكند. «١» امام صادق فرمود:
خداوند حكيمتر، گرامىتر، بزرگتر و عادلتر از آن است كه به وجود حجتى بر مردم احتجاج كند، سپس چيزى از امورشان را بر او مخفى بدارد. «٢» تاريخ به روشنى شهادت مىدهد كه درباره هر موضوعى از امامان شيعه سوال مىكردند، پاسخ مىگرفتند. امام شيعه حضرت على (ع) است كه مىفرمايد: «هر چه مىخواهيد از من سؤال كنيد!» «٣» سرچشمه علم امام از فضل خداوند است تا رهبرى و راهنمايى بندگان خدا را به عهده گيرند.
ه) نصب و نص امام؛ به اعتقاد شيعه، انتخاب امام از مردم ساخته نيست و نمىتوانند در چنين موضوع مهمى، نظر دهند، بلكه خداوند است كه امام را تعيين و به وسيله پيامبر (ص) به مردم معرفى مىنمايد. از اين امر به نص يا تنصيص- نصب يا تعيين- تعبير مىشود. امامت منصبى الهى و تداوم رسالت است و انتخاب مردم در آن نقشى ندارد؛ همانگونه كه مردم در تعيين نبى و رسول دخالت ندارند. «٤» شيعه معتقد است، پيامبر پس از نزول آيه «وَ أَنْذِرْ عَشيرَتَكَ اْلأَقْرَبينَ» (شعراء: ٢١٤) در سال سوم هجرت و دعوت علنى از خويشاوندانش، موضوع امامت و رهبرى پس از خود را مطرح و على (ع) را جانشين خود معرفى نمود. سپس اين امر را به مناسبتهاى گوناگون تكرار كرد و در غدير خم از مردم براى او بيعت گرفت و در واپسين لحظات عمر، قلم و كاغذ خواست تا وصيت نامهاى درباره رهبرى پس از خود بنويسد، كه با مخالفت برخى عملى نگرديد. «٥» اهل سنت منكر نص و تعيين امام از سوى خداوند هستند، و امامت را منصبى اجتماعى مىدانند كه امام با انتخاب مردم از طريق، بيعت و شورا برگزيده مىشود. آنان از اين هم پا را