تاريخ تشيع در ايران

تاريخ تشيع در ايران - شاکر، ابوالقاسم - الصفحة ١٣٦

خود به قصد جنگ عازم طرابزون و شيروان گرديد و در جنگ با سلطان خليل والى شيروان به شهادت رسيد.
پس از سلطان جنيد در سال ٨٦٠ قمرى، پسرش شيخ حيدر جانشين او گرديد و با دختر اوزون حسن به نام عالم شاه بيگم ازدواج كرد. شيخ حيدر به مريدان خود دستور داد تا به جاى كلاه تركى، كلاه سرخ رنگ- تاج دوازده رنگ- بر سر گذارند و دوازده ترك، رمز دوازده امام بود. از اين رو اين افراد موسوم به «قزلباش» يا «سرخ سر» گشتند. وى در ترويج تشيع و بسط عدالت كوشيد تا آنكه در سال ٨٩٣ قمرى در جنگ شروان شاه كشته شد و سه پسر به نامهاى سلطان على ميرزا، اسماعيل ميرزا و ابراهيم ميرزا به يادگار گذاشت. سلطان يعقوب آنها را به فارس فرستاد و در قلعه اصطخر زندانى كرد. حاكم فارس در حفظ و حراست آنها كوشيد. سلطان على ميرزا و برادرانش پس از چهار سال و شش ماه از زندان نجات يافتند و در سال ٨٩٨ قمرى به تبريز آمدند. سلطان على ميرزا دو سال بعد در جنگ با رستم ميرزا كشته شد. اسماعيل ميرزا پس از چهل روز اختفاء به گيلان رفت و كاركيا ميرزا على حاكم گيلان كه از سادات بود از وى حمايت نمود و ابراهيم نيز از گيلان به اردبيل رفت و مخفيانه نزد مادر زندگى مى‌كرد. «١» ٢. شاه اسماعيل صفوى‌ شاه اسماعيل (ميرزا) پسر شيخ حيدر و عالم شاه بيگم دختر اوزون حسن در ٨٩٢ قمرى ديده به جهان گشود و هنگام كشته شدن پدرش بيش از يك سال نداشت.
وى تا سيزده سالگى نزد حاكم لاهيجان به سر برد. سپس در سال ٩٠٥ قمرى به اتفاق هفت يا هفتاد نفر از صوفيان به طرف اردبيل حركت كرد. در راه طارم و خلخال در هر منزل، گروهى از شيعيان آسياى صغير و شام به وى پيوستند. چون وارد اردبيل شد، حاكم آنجا، سلطان على‌بك چاكرلو، او را مجبور به ترك آن شهر كرد. اسماعيل ميرزا به طرف آستارا رفت و در سال ٩٠٥ قمرى در سن سيزده يا چهارده سالگى به اقدامات اساسى دست زد و با مساعدت نه قبيله كه با وى بيعت كرده بودند، يعنى، استاجلو، شاملو، تكلو، روملو، وارساق، ذوالقدر،