تاريخ تشيع در ايران - شاکر، ابوالقاسم - الصفحة ١٢٥
از اين عالمان در دولتهاى پيش از مغولان وجود دارد كه شرح حال آنها در تاريخ آمده است.
در اين درس به نقش برخى ا تاريخ تشيع در ايران ١٢٩ ٣. اولجايتو و مذهب شيعه ص : ١٢٨ ز اين بزرگان كه در حكومت مغولها نفوذ كرده و آنها را مهار و حتى به تشيع كشاندهاند اشاره مىشود.
١- ٢. خواجه نصيرالدين طوسى ترديدى نيست كه خواجه نصيرالدين طوسى- به زور يا با تدبير و سياست خود- با مغولها همكارى داشته است. وى طى سالهاى پايانى عمر خود به كارهاى علمى در دولت مغول اشتغال داشت و پس از وى نيز فرزندش كار پدر را دنبال نمود. در اين كه چرا خواجه با آنها همراه شد بايد نكاتى را در نظر آورد:
- هجوم بىرحمانه مغولها همچون سيل بنيانكنى بود كه هيچ كس را در مسير خود تحمل نمىكرد، اگر خواجه نصير نيز دير مىجنبيد، نابود مىگرديد و خون خود را بيهوده به هدر مىداد. پس از آن كه قلاع اسماعيليان كه بيش از صد و هفتاد سال در برابر سلجوقيان مقاومت كرده بودند به دست مغولها افتاد، خواجه چارهاى جز تسليم براى نجات از مرگ نداشت. وى با حسن تدبير و شناختى كه هلاكو از مقام علمى وى پيدا كرده بود به دربار هولاكو راه يافت و از اين راه بهره برد و به نفع اسلام و مسلمانان و فرهنگ و تمدن اسلامى تلاش كرد.
- خواجه يك شيعه دوازده امامى بود، از جمله ميراث فرهنگى و تاريخى شيعه كه در گذرگاههاى حساس تاريخى و در تنگناها شيعه را حفظ كرده مسأله «تقيه» است. تقيهاى كه هر كس نداشته باشد تا در مواقع حساس از آن بهره ببرد، دين ندارد. خواجه كه با چشم خود ديده بود مهاجمان مغول با كمال قساوت تمام شهرها را با خاك يكسان و همه را از دم تيغ خود مىگذرانند و همه آثار فرهنگى و كتابخانهها را نابود مىكنند، آيا چارهاى جز تقيه براى مهار چنين خونخوارانى داشت؟
- نفوذ در سران مغول، يكى ديگر از علل پيوستن خواجه به دربار مغول بود. وى به مرور زمان، نه تنها توانست از نظر سياسى هولاكوى خونخوار و تمدنسوز را تعديل كند، بلكه توانست وى را پس از چندى به كارهاى عام المنفعه بكشاند. همين نفوذها بود كه برخى از خانهاى مغول پس از خواجه مسلمان شدند و در بارور كردن فرهنگ اسلامى كوشيدند.