تاريخ تشيع در ايران

تاريخ تشيع در ايران - شاکر، ابوالقاسم - الصفحة ١٠٩

آن است كه او براى ترويج مذهب، تلاش مى‌كرد. مادلونگ، درباره گرايش مذهبى حسن بن زيد مى‌گويد: در سياست مذهبى خود، به گونه‌اى رسمى، آداب و شريعت شيعه و كلام معتزلى را رواج داد. فضاى فرهنگى در زمان محمد بن زيد در طبرستان، به گونه‌اى بود كه كسى جرأت مخالفت نداشت. «١» افندى، از شيخ بهايى نقل كرده كه علماى محقق گذشته معتقدند كه ناصرُ الحق، چنانكه از تأليفاتش برمى‌آيد، پيرو امام جعفر صادق (ع) بوده؛ ولى به سببِ جذب افراد مذاهب مختلف، بعضى از مسائل فقهى را به شكلى خاص مطرح كرده است. در دستورالعمل او نيز به موضوعات فقهى، مانند: «حىّ على خير العمل»، تصريح شده است.
وى در آمل، مدرسه و كتابخانه‌اى بنا كرد و براى آن، موقوفاتى قرار داد. فعاليتهاى فرهنگى او نتيجه‌بخش بود و توانست با كمك مردم، بار ديگر حكومت علويان را در طبرستان احيا كند. وى در همه دانشها تبحّر داشت و داراى تصانيف بسيارى است، مانند: كتاب الطهاره، كتاب الاذان والاقامه و ... ابن نديم، درباره آثار او مى‌گويد: اينها كتابهايى است كه ما ديده‌ايم و برخى از زيديه بر آن‌اند كه او حدود صد كتاب، تأليف كرده و ما آن را نديده‌ايم. «٢» ناصر كبير، پسر عمويش حسن بن قاسم را كه سيّدى پاك سيرت و نزد مردم، مشهور به عدل و انصاف بود، به جانشينى برگزيد. و او را براى امر به معروف و نهى از منكر، نزد مردم گيلان و ديلم فرستاد. حسن بن قاسم (داعى صغير) پس از تثبيت حكومت بر طبرستان و ديلم، نظم خاصى در كارهايش داشت. وى، يك روز را به نشر علم فقه و آداب شريعت بين مردم مشغول بود و روز ديگر، به خواسته ستمديدگان رسيدگى مى‌كرد و روز ديگر، كارهاى جارى حكومت را انجام مى‌داد و روز جمعه به احوال‌پرسى از زندانيان مى‌پرداخت و براى ارج نهادن به مقام صاحبان علم و فضل به خانه آنان مى‌رفت و از آنان، ماليات نمى‌گرفت.
پس از حسن بن قاسم، اقدامات فرهنگى در منطقه ديده نشد؛ زيرا دولت علويان سقوط كرده بود و علويانى كه بر مناطقى كوچك و براى مدتى اندك حكومت داشتند، نتوانستند دولت‌