انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٧٥
درس ششم: رهبرى دينى ولايت فقيه بهترين گزينه براى رهبرى دينى رهبرى حكومت اسلامى در زمان پيامبر (ص) و امام معصوم (ع)، برعهده خود پيامبر و امام معصوم است و در آن هيچگونه ترديدى نيست. سؤال اين است كه در دوران غيبت كه نه پيامبر (ص) حضور دارد و نه امام معصوم چه كسى شايسته رهبرى در حكومت دينى است؟
در پاسخ بايد گفت: از آنجا كه در زمان غيبت، دسترسى به امام معصوم (ع) امكانپذير نيست و از طرفى، تشكيل حكومت دينى هم ضرورى است، بايد فردى لايقِ ولايت و حكومت، متصدى امر حكومت دينى شود. اما اين كه چه كسى اين شايستگى را دارد، چهار گزينه پيش روى ما قرار مىگيرد: ١- ولايت غير فقيه غير عادل ٢- ولايتِ فقيه غير عادل ٣- ولايت غير فقيه عادل ٤- ولايت فقيه عادل.
گزينه اول و دوم به حكم عقل مردود و قابل گزينش نيست و ترديدى هم در آن راه ندارد. درباره گزينه سوم و چهارم، بايد گفت چون سخن در تشكيل حكومت دينى جهت «پياده كردن احكام دين» است، روشن است كسى كه زمام امور سياسى و رهبرى حكومت دينى را به عهده مىگيرد بايد با احكام اسلامى به طور كامل آشنا باشد و شيوه اداره حكومت دينى را هم بداند و در عين حال از عدالت و تقواى لازم نيز برخوردار باشد.
بنابراين، فقيهى كه به احكام اسلامى و اوضاع سياسى- اجتماعى زمان خودآگاه بوده و از تقوا، عدالت، تدبير، مديريت و كمالات لازم ديگر برخوردار باشد، براى رهبرى در