انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٦
او را به سخن گفتن وادارد! به همين دليل فهم دين، صد در صد به پيشفرضها و آگاهىهاى برون دينى مفسر متون برمىگردد و در ارتباط كامل با علوم ديگر است؛ و ادعاهاى ديگر از اين قبيل. «١» گرچه در اينجا و در حجم يك درس نمىتوان همه جهات نظريه مزبور را طرح و مورد نقد و بررسى قرار داد، «٢» ولى درباره دو مسئله مهم مربوط به معرفت دينى يعنى امكان يا عدم امكان شناخت دين و راههاى شناخت دين سخن خواهيم گفت. پيش از هر چيز بايد به ريشه و پيشينه اينگونه مباحث اشارهاى كوتاه بشود، و اينكه اين گونه ادعاها درباره معرفت دينى از كجا ناشى مىشود؟
اينگونه تفسير دين و فهم متون دينى، رهاورد تفسير هرمنوتيكى «٣» از دين بوده و براساس نظريه «پلوراليسم قرايى» (ت انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ ٤١ راههاى شناخت دين ص : ٤٠ كثر قرائت دينى) و مشروع دانستن هر نوع برداشت و قرائت از دين و ضابطهمند نبودن فهم دين مىباشد و نوع افراطى و پيشرفته هرمنوتيك فلسفى مىباشد كه توسط برخى پژوهشگران غربى نظير شلاير ماخر، گادامر، پوپر و ريكور مطرح شده و از آن براى تفسير متون مقدس مسيحى (انا جيل اربعه و ...) كه متونى دست نوشته، غير وحيانى (مراد وحى به آن معنايى كه ما درباره قرآن قائليم) و تحريف شده است، استفاده كردهاند و در واقع راه نجاتى براى جلوگيرى از افول و مرگ تدريجى كتاب مقدس آنان است كه نه پيام روشنى دارد و نه از اعتبار وحيانى- آنگونه كه قرآن كريم دارا است- برخوردار است.