انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٢
قارون، چهره مترف و زَرمدارى كه شريان اقتصادى جامعه را به دست گرفته و براى دوام استثمار توده، دست در دست جبّار و كارگزار نهاده و بدين گونه مثلث شوم «زور و تزوير و زر» سه پايه خيمه طاغوت و استكبار گرديدهاند و موسى (ع) براى مبارزه با اين سه چهره طاغوت مبعوث مىشود:
«إِلَى فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَقَارُونَ فَقَالُوا سَاحِرٌ كَذَّابٌ» «١» (غافر: آيه ٢٤)
به يقين موسى را با آيات خود و حجّتى آشكار به سوى فرعون و هامان و قارون فرستاديم اما آنان گفتند: افسونگرى شيّاد است.
طاغوت ستيزى پيامبران براى پروراندن درخت طيّب توحيد در زمينه وجود انسانها و ريشهكن كردن بوته پليد شرك از آن مبعوث شدهاند و در اين راستا، استكبار و طاغوتستيزى بارزترين وجه سيره آنان است. كفر به طاغوت و ايمان به خدا در جنب يكديگر، نمود بارز چنگ زدن به ريسمان مستحكم و ناگسستنى خداوندى است «٢» و از همين رو است كه اولين دعوت همه پيامبران، فراخوانى به عبادت خداوند و دورى گزيدن از طاغوتها است:
«وَ لَقَدْ بَعَثْنَا فِي كُلِّ أُمَّةٍ رَسُولًا أَنِ اعْبُدُوا اللَّهَ وَاجْتَنِبُوا الطَّاغُوتَ ...» (نحل: آيه ٣٦)
در ميان هر امتى فرستادهاى برانگيختيم تا [بگويد:] خدا را بپرستيد واز طاغوت بپرهيزيد.
پيامبران، خود اولين پرچمدار مبارزه با طاغوتها بودهاند؛ زيرا طاغوتها با به بردگى گرفتن انسانها «٣»، غارت و چپاول حقوق عمومى، به استضعاف كشيدن آزادگان، قلع و قمع مبارزان، ايجاد تفرقه و تشتّت و حاكميت بخشيدن به جهل و خرافه، زمينههاى رشد اعتقادات، اخلاق الهى و عمل صالح را از بين برده انسانها را به سوى قهقرا سوق مىدهند.