انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٩
همچنين قرآن مجيد در آيهاى ديگر، مؤمنان واقعى را اينگونه توصيف مىكند:
«انَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذينَ امَنُوا بِاللَّهِ وَ رَسُولِهِ وَ اذا كانُوا مَعَهُ عَلى امْرٍ جامِعٍ لَمْ يَذْهَبُوا حَتَّى يَسْتَأذِنُوهُ ...» (نور: آيه ٦٢)
همانا مؤمنان كسانىاند كه به خدا و پيامبرش گرويدهاند و هنگامى كه با او بر سر كارى اجتماع كردند، تا از وى كسب اجازه نكنند، نمىروند.
مفسر كبير مرحوم طبرسى «امر جامع» را چنين معنا مىكند:
منظور، هر كارى است كه اجتماع عمومى و همكارى و حضور مردم را مىطلبد، همانند جنگ، جلسه مشورتى، نماز جمعه و مانند آن. «١» با توجه به مضمون اين آيه بايد گفت؛ هرگونه بىتفاوتى نسبت به مصالح عمومى و اجتماعات دينى، بهويژه در آنجايى كه به حيثيت و كيان كشور اسلامى مربوط مىشود، سير نزولى ايمان را در پى دارد، چنان كه پس از ارتحال رسول اكرم (ص) به انزوا و خانهنشينى امام على (ع) انجاميد، همانطور كه با حضور مجدّد مردم بر گرد شمع ولايت، حكومت دادگستر علوى شكل گرفت و امام، خود در اين باره فرمود:
«لَوْ لا حُضُورُ الْحاضِرِ وَ قيامُ الْحُجَّةِ بِوُجُودِ النَّاصِرِ ... لَالْقَيْتُ حَبْلَها عَلى غارِبِها وَ لَسَقَيْتُ آخِرَها بِكَاْسِ اوَّلِها» «٢» اگر حضور اين انبوه جمعيت و اتمام حجت بر وجود ياوران نبود ... مهار شتر خلافت را بر كوهانش مىافكندم و انجام آن را با جام آغازش سيراب مىكردم.
اتحاد و همبستگى هيچ خردمندى در ضرورت وحدت و انسجام ملّت براى قوام و دوام حكومت، ترديد ندارد؛ چنان كه شوكت و عظمت ملّتها نيز در پرتو همبستگى آنها تأمين مىشود