انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٣
درس پنجم: دين و حكومت از چالشهاى مطرح در باره دين و تفكر دينى كه پيشينه هم دارد، جدا انگارى سياست از ديانت (: سكولاريسم) است.
در اين درس، در راستاى پاسخ به چالش و شبهه مزبور، به تبيين جايگاه سياست و حكومت در اسلام مىپردازيم.
تفكيكناپذيرى دين از سياست در اسلام سياست در لغت به معناى رعيتدارى، اصلاح امور مردم و نگاه داشتن حد هر چيز، آمده است. «١» اما در اصطلاح و در عرف بينالملل تعاريف زيادى مطرح شده كه از مجموع تعاريف ارائه شده براى سياست «٢»، مىتوان آنها را به دو دسته كلى: «سياست خوب و ارزشمند» و «سياست ناپسند و ضد ارزشى» تقسيم كرد. سياست خوب و پسنديده، همان است كه در كلام خواجه نصير طوسى به «سياست فاضله» تعريف شده و معادل امامت در مفهوم اسلامى آن است و آن، همان مردمدارى، هدايت خلق و اصلاح امور مردم است. اما سياست ناپسند، كه به تعبير خواجه «سياست ناقصه» ناميده مىشود، به معناى تقلب، مردم فريبى و نگونبخت ساختن آنان است. «٣»