انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٢٣
بر اين اساس، در قرآن كريم، آنجا كه محور گفتار، اصول دين و يا خطوط كلى اديان است سخن از تصديق كتب آسمانى و در واقع تصديق پيامبران الهى نسبت به يكديگر است:
«وَ انْزَلْنا الَيْكَ الْكِتابَ بِالْحَقِّ مُصَدِّقاً لِما بَيْنَ يَدَيْهِ مِنَ الْكِتابِ وَ مُهَيْمِناً عَلَيْهِ ...» (مائده: آيه ٤٨)
و اين كتاب (قرآن) را به حق بر تو نازل كرديم، در حالى كه كتب پيشين را تصديق مىكند، و بر آنها سيطره داشته و حافظ و نگهبان آنهاست.
همچنين در آيه زير وحدت دين الهى را كه همه پيامبران از آدم تا خاتم آن را تبليغ كردهاند چنين بازگو مىكند:
«شَرَعَ لَكُمْ مِنَ الدّينَ ما وَصَّى بِهِ نُوحاً وَالَّذى اوْحَيْنا الَيْكَ وَ ما وَصَّيْنا بِهِ ابْراهيمَ وَ مُوسى وَ عيسى انْ اقيمُوا الدّينَ وَ لا تَتَفَرَّقُوا فيهِ ...» (شورى: آيه ١٣)
آيينى را براى شما تشريع كرد كه به نوح توصيه كرده بود؛ و آنچه را بر تو وحى فرستاديم و به ابراهيم و موسى و عيسى سفارش كرديم اين بود كه: دين را بر پا داريد و در آن تفرقه ايجاد نكنيد! اما آنجا كه محور گفتار، فروع دين (: شرايع) است سخن از تعدد، تفاوت و تغيير است:
«.. لِكُلٍّ جَعَلْنا مِنْكُمْ شِرْعَةً وَ مِنْهاجاً ...» (مائده (٥)، آيه ٤٨)
براى هر امتى از شما شريعت و روشى خاص قرار داديم.
بنابراين، اختلاف در شرايع و قوانين جزئى، در جوهره و ماهيّت اين دين واحد الهى كه نامش در قرآن «اسلام» است تأثيرى نداشته است. از اين رو، تعليمات پيامبران در عين اختلاف در پارهاى از موارد جزئى و فروع عملى، مكمل و متمم يكديگر بوده و از يك شاهراه هدايت (: صراط مستقيم) پيروى مىكردهاند. «١»