انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٦
عدل را اجرا نمايد. او بايد در هزار و چند صد سال پيش طرح بدهد، نصب نمايد تا آن روز كه ملتها بيدار شدند، ملت اسلام آگاه گرديد و قيام كرد، ديگر تحيّرى نباشد، وضع حكومت اسلامى و رئيس اسلام معلوم باشد. «١» نتيجه اينكه سنّت و سيره معصومين (ع)، طرّاحى و اجراى نظام حكومتى براساس مبانى اسلام بوده، بهطورى كه بر همه شؤون زندگى انسان اشراف داشته باشد. در چنين حكومتى، انسانها:
الف- تنها خدا را بپرستند و در همه ابعاد زندگى مطيع خدا باشند.
ب- روابط خويش را با يكديگر به ويژه در بعد اقتصادى حسنه سازند و با فقر و تبعيض مبارزه كنند.
ج- با تمام توان در برابر زشتىها و ناهنجارى بايستند و يكديگر را به خوبىها فرمان دهند. «٢» رفتار مسلمانان از منظر انديشه اسلامى، پس از قوانين الهى و رهبرى صالح، مردم، ركن سوّم نظام اسلامى را تشكيل مىدهند و «قيام و اقدام مردمى» از اهداف نهايى نظام دينى محسوب مىشود:
«لَقَدْ ارْسَلْنا رُسُلَنا بِالْبَيِّناتِ وَ انْزَلْنا مَعَهُمُ الْكِتابَ وَالْميزانَ لِيَقُومَ النَّاسُ بِالْقِسْطِ ...» (حديد: آيه ٢٥)
قطعا ما رسولان خويش را با دلايل روشن فرستاديم و همراه آنان كتاب و ميزان نازل كرديم تا مردم به برپايى عدالت قيام كنند.
تجربه نيز نشان داده است كه هرگاه مردم به آيين آسمانى گرويده و همراه پيامبر الهى