انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥٢
جالب اينجاست همانطور كه امام راحل و شاگرد متفكرش شهيد مطهرى فرمودند، متون دينى (قرآن و روايات) از چنان جامعيت، قابليت و استعداد پايانناپذيرى برخوردار است كه گذشت زمان نه تنها آن را كهنه و از دور خارج نمىكند بلكه ابعاد علمى آن شكفتهتر و شناختهتر مىشود. لذا با استفاده از اين خصلت انعطافپذير متون دينى مىتوان با آگاهى از روش اجتهاد و فهم روشمند، مسائل مورد نياز هر زمان را از طريق ارجاع فروع به اصول ثابت به دست آورد. «١» بنابراين، عنصر اجتهاد و استنباط احكام، راهى است براى پاسخگويى اسلام به نيازهاى دنيوى و اخروى انسان در هر زمان.
كارآيى دين در مرحله عمل برخى مىگويند: دوران دين به سر آمده و ديگر قادر نيست در عصر مدرن، تمدنساز بوده و كارآيى داشته باشد، چون دين مربوط به دوران گذشته و زندگى ساده آن دوران بوده نه مربوط به عصر مدرنيته و پيچيده اين زمان! پاسخ: اينگونه اظهار نظر درباره دين، ناديده گرفتن حقيقتى به نام دين است كه به اعتراف دين پژوهان و پژوهشگران واقع بين تاريخى، هميشه و در همه عرصههاى زندگى بشر، چه بهطور مستقيم و چه بهطور غير مستقيم حضور داشته و تأثيرگذار بوده و هست.
اما نسبت به گذشته، به گواهى مورّخان و تحليلگران تاريخى، شالوده تمدنهاى بزرگ بشرى در دوران باستان- كه در مناطقى چون مصر، يونان، بينالنهرين و ايران، هندوچين و برخى مناطق ديگر شكل گرفته است- توسط پيامبران الهى و فرهنگ برخاسته از اديان آسمانى پىريزى شده است. «٢»