انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٣
روايت منسوب را اثبات كرد و آن را ساخته هوا و هوس غاصبان خواند. خليفه كه تا اينجا مغلوب شده بود و سخنى و استدلالى نداشت، دوباره با تأكيد بر حرمت حضرت زهرا، در توجيه حكومت خود و كنار زدن امام، به انتخاب مردم استناد كرد و حضرت نيز مردم را به شدت توبيخ كرد و در آخر متوجه قبر پدرش شد و به محضر ايشان شكايت برد.
مجموعه اين خطبه و احتجاجات و انذارها، شور عظيمى ايجاد كرد و از هرطرف همهمه برخاست و مردم گريان را به سوى جبران خطا سوق مىداد و مىرفت تا كار مرتجعان را يكسره كند كه خليفه احساس خطر كرد و از روش مسالمتآميز دست كشيد و بر منبر رفت و به حضرت زهرا (س) و امام على (ع) به شدت توهين كرد و مسلمانان و بهخصوص انصار را به سختى تهديد كرد. «١» افشاى مستند و مستدل حركتهاى مرتجعانه نيز اقدامى در همين راستا است تا مردم به ماهيت آنان پى ببرند و گول عوام فريبىهاى آنان را نخورند.
٢- تقويت حفاظ تولّى و تبرّى گرچه اسلام دين مهر و محبت است و رابطه انسانى با همه افراد حتى كافران و مشركان را سفارش كرده است، ولى از ايجاد رابطه ولايى و مهر و محبت و صميميت بين مؤمنان با مشركان و كافران و اهل كتاب نهى كرده است؛ زيرا آنان دشمن مسلمانان هستند و اگر اين رابطه ولايى و مهر و محبت و صميميت بين مؤمنان و دشمنانشان ايجاد شود، به طور طبيعى تأثيرپذيرى مسلمانان از آنان زياد مىگردد و آنان مىتوانند دسيسههاى پنهان خود را اجرا كنند و مسلمانان را به جاهليت نخستين بازگردانند.
با توجه به همين مطلب، آيات فراوانى از قرآن مسلمانان را هشدار داده و آنان را از محبت قلبى داشتن به كفار نهى كرده است و هر نهضتى براى در امان ماندن از توطئههاى دشمنان بايد طرفداران خود را به مرز نگهدارى با آنان دعوت كند و خصوصيت تولى و تبرى را در بين مؤمنان رشد دهد.