انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٣٦
برحذر داشت و براى در امان ماندن، به چنگ زدن به دستگيره محكم قرآن و عترت، سفارش نمود. ايشان در يكى از خطبههايش فرمود:
اگر آنچه را من مىدانم، مىدانستيد بسيار مىگريستيد و كم مىخنديديد؛ اين حقيقت را كه نفاق غالب و آشكار مىگردد ... و فتنههاى گمراه كننده مانند شب ظلمانى شما را احاطه خواهد كرد. «١» در آينده گرفتار چنان فتنههايى خواهيد شد كه فرد صبحگاهان مؤمن است، ولى به گاه عصر كافر مىگردد، مگر آنان كه به علم خدايى حيات يافتهاند. «٢» دورهاى براى امت من پيش خواهد آمد كه در آن از قرآن جز خط و نشان و از اسلام جز نامى باقى نمىماند. خود را به آن نسبت مىدهند در حالى كه نسبت به آن از هر كس بيگانهترند.
مساجدشان آباد است اما از لحاظ هدايت و ارشاد، ويران مىباشد. «٣» در اين بيانات و بيانات فراوان ديگر به امت نسبت به حركت ارتجاعى آينده، هشدار داده شده است.
حركت ارتجاع انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ ١٤١ ١ - تعميق بينش و باور عمومى ص : ١٤٠ ى بعد از نهضت پيامبر (ص)
با نگاهى به صدر اسلام، حركت ارتجاعى و بازگشت به فرهنگ طاغوتى و جاهلى را با همه هشدارها، بعد از وفات پيامبر به وضوح مىبينيم. پيامبر در شهر مكه عليه شرك، جهل، بتپرستى و ظلم قيام كرد و با تلاوت آيات قرآن، به بيدار كردن وجدانهاى خفته و زدودن لايههاى ضخيم زنگار از لوح قلبها همت گماشت و كم كم افرادى به او ايمان آوردند و زنگهاى خطر براى سردمداران حاكميت جاهلى به صدا درآمد. بانيان و مدافعان نظام جاهلى، حاكميت خود را در خطر ديدند و با تطميع، تهديد، شكنجه و ترور درصدد خفه كردن صداى انقلاب برآمدند. تاكتيك هجرت، پيامبر را از دسترسى آنان خارج كرد