انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٤٣
شخص است. اين دو شرط يا دو جزء العلّة، يكى «تقوا» به مفهوم عميق و وسيع آن است كه از آن به «ملكه عدالت» نيز تعبير مىشود. تحصيل اين شرط موجب طهارت روح، تلطيف ذهن و صفا و صيقل باطن مىگردد و نورانيتى به عالم دينى مىدهد كه قابليت درك و فهم مفاهيم بلند و قدسى قرآن و روايات را مىيابد و سلامت عقل و صيانت نفس او را- كه در فهم متون قدسى نقش بسزايى دارد- تضمين مىكند. «١» ديگرى، «علم» يا علوم لازم و مؤثر در فهم متون دينى است. اين علم يا علوم، مجموعه دانشها و آگاهىهاى پيشينى و پسينى است كه ما از آن به «شرايط و قواعد خاص فهم متون دينى» تعبير مىكنيم و تحصيل آنها موجب مىشود تا فرد با شيوه اجتهاد روشمند و ارجاع فروع به اصول آشنايى لازم را پيدا كند و از ادله اجتهادى يعنى كتاب، سنت، اجماع و عقل، درست استفاده كرده و در طريق استنباط احكام به كار گيرد.
مهمترين اين شرايط و قواعد، عبارت است از:
١- آگاهى از قواعد دستور زبان عرب و علوم ادبى از صرف، نحو، لغت، معانى، بيان و ... به مقدارى كه او را بر فهم قرآن و روايات توانا كند.
٢- انس و آشنايى با محاورات عُرفى و شيوه بيانى متعارف ميان مردم.
٣- آگاهى لازم از علوم عقلى و استدلالى به ويژه منطق و كلام، تا شيوه استدلال و نحوه رسيدن به نتايج از راه مقدمات و نتايجى كه اين مقدمات به آن منتهى مىشود را بداند و آن را در اثبات احكام به ويژه آنجا كه در قلمرو حكم عقل است به كار گيرد.