انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٩٩
اين معنا از زندگى و اخلاق در اينجا مد نظر است. برخى از محاسن و مكارم اخلاقى، عبارت است از: عدل، انصاف، عشق، محبت، وفاى به عهد، صبر، بردبارى، اداى امانت، فداكارى، گذشت و ايثار. «١» دين و اخلاق از آنچه گفته شد به نقش دين در بارورى و بازپرورى اخلاق و مكارم اخلاقى پى مىبريم؛ زيرا زندگى به معناى سوم و مكارم اخلاقى متناسب با آن، تنها در پرتو تعاليم آسمانى و به پشتوانه معتقدات دينى قابل وصول بوده و ضمانت اجرايى پيدا مىكند. براى همين، پيامبر اسلام (ص) فرمود:
«انَّما بُعِثْتُ لِاتَمِّمَ مَكارِمَ الْاخْلاقِ.» «٢» من براى تيمم و تكميل مكارم اخلاق (و محاسن اخلاقى) برگزيده شدم.
توضيح آن كه ارزشهاى اصيل اخلاقى، خاستگاه فطرى دارد و از فطرت خداجويى و كمالطلبى انسان سرچشمه مىگيرد؛ زيرا خداوند متعال اين فطرت پاك و روح متعالى را در كالبد آدميان دميده و هموست كه سرسلسله معنويات، اخلاقيات، ارزشها و مكارم اخلاقى به شمار مىآيد و بس.
از اين رو، بارورى و شكوفايى مكارم اخلاقى نيز جز در پرتو اعتقاد به خدا و قانون پاداش و كيفر الهى در روز جزا ميسر نخواهد شد. حتى «وجدان اخلاقى» مورد نظر امثال كانت نيز بدون پشتوانه اعتقادات دينى و الهى، در عمل كارآيى ندارد؛ زيرا پايبندى به الزامات و احكام اخلاقى كه مستلزم نوعى محروميّت از بسيارى خواستهها، و (به ظاهر) مايه زحمت است، بدون اميدوارى به پاداش بزرگتر و سود بيشتر از يك سو و ترس از