انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٧
با آن مبارزه نكند، كافى است (و يا سخنانى در همين حدود با كمى رنگ و لعاب بيشتر دينى.)
اما از مباحث گذشته دانسته شد كه اين نوع حكومت، به هيچ وجه حكومت دينى مورد نظر قرآن و پيشوايان دينى نيست و تأمين كننده اهداف عالى اسلام در راستاى هدايت انسانها و سعادتمندى آنان نخواهد بود. «١» ويژگىها و اهداف حكومت دينى ١- خدامحورى حكومت دينى و بهطور كلّى انديشه سياسى در اسلام مانند ساير مؤلفههاى شريعت، از وحى سرچشمه گرفته است، كه رسول گرامى اسلام (ص) طى آن، پيامهاى آسمانى را بدون واسطه از منبع غيب دريافت داشته و بر بشريت عرضه كرده است، البته نه وحى مصطلح در مسيحيّت كنونى كه با مفهوم عميق و دقيق وحى قرآنى كاملًا بيگانه بوده و با آن تفاوت جوهرى دارد؛ و نيز نه وحى نشأت گرفته از عوامل مادى و تاريخى كه نمايشى از جريانهاى موجود و انعكاسى از صحنههاى سياسى- اجتماعى جامعه است.
براساس ديد وحى، حاكميت مطلق بر جهان آفرينش تنها از آنِ خداى يكتاى بىهمتا است. چنان كه قرآن كريم فرمود:
«هُنا لِكَ الْوَلايَةُ لِلَّهِ الْحَقِّ» (كهف: ٤٤)
در آنجا ثابت شد كه همه انواع ولايت (تكوينى و تشريعى) از آنِ خداى بر حق است.
اين كه در اصل پنجاه و ششم قانون اساسى هم آمده است: «حاكميت مطلق بر جهان و انسان از آنِ خداست» برگرفته از اين جهانبينى قرآنى است.
بنابراين، مشروعيت حكومت هر حاكمى، از جمله آن حاكم اسلامى، از حاكميت و ولايت تشريعى الهى سرچشمه مىگيرد و هرگونه مشروع دانستن حكومتى جز از اين طريق