انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٦٤
سياست به معناى دوم، كه امام راحل (ره) از آن به سياست شيطانى تعبير كرده و مظهر چنين سياستى در تاريخ صدر اسلام «معاوية بن ابىسفيان» و در جهان معاصر «شيطان بزرگ آمريكاى جنايت كار» به شمار مىرود «١»، به طور مسلم در اسلام نيست و دين اسلام از آن جداست و هرگز آن را برنمىتابد.
اما سياست به معناى نخست، نه تنها دين اسلام از آن بركنار و جدا نيست، بلكه فلسفه تشريع دين و ارسال پيامبران الهى را تشكيل مىدهد. قرآن كريم، ريشه اصلى تفكر سياسى در اسلام است و در فرهنگ قرآنى انديشههاى سياسى، اعتقاد و عمل براساس آن، جزئى از قلمرو وسيع ايمان، بخشى از مجموعه تعاليم اسلام و نيز گوشهاى از «حيات معقول» مورد نظر قرآن به شمار آمده است.
برخى از مهمترين مؤلفهها و مبانى انديشههاى سياسى در اسلام و قرآن، عبارت است از: اثبات حاكميت، ولايت و سرپرستى همه جانبه مادى و معنوى، دنيوى و اخروى براى خدا، رسول و اولياى خاص او «٢»، اثبات امامت و رهبرى سياسى- اجتماعى براى پيامبر (ص)، ائمه (ع) و منصوبين از سوى آنان «٣»، اثبات خلافت و حكومت در زمين براى برخى پيامبران گذشته، از جمله حضرت داوود و سليمان (ع). «٤» دعوت به كار شورايى و جمعى كردن «٥»، امر به جهاد و مبارزه با طاغوتها، مستكبران و زورگويان و نيز امر به تهيه امكانات دفاعى «٦» و مبارزه با فساد و تباهى و نيز ظلمستيزى و عدلگسترى و اصلاح جامعه