انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٥١
از سوى ديگر توجه كامل و غايى به دنيا و غفلت از خدا و آخرت نيز، نكوهيده شمرده شده و از آن نهى گرديده است؛ زيرا موجب نگونبختى انسان مىشود.
اما در پاسخ اين سؤال كه اسلام چگونه توانسته به نيازهاى دنيوى و اخروى پاسخ گويد، مىگوييم: اين از امتيازات منحصر به فرد دين خاتم و جاويد و جهانى است و هيچ مكتبى توان انجام چنين كارى را ندارد.
انسان در عين اين كه بر مدار ثابتى به نام «فطرت» آفريده شده كه انسانيت انسان و هسته مركزى وجود آدمى- صرفنظر از نوع نژاد، رنگ پوست، زبان و ساير شرايط اقليمى و آب و هوايى كه متغير است- بر آن استوار است، موجود متغيرى مىباشد و در گذر زمان و در شرايط جوّى متفاوت و ساير عوامل تأثيرگذار، دچار تغييرات و تحولات جسمى و روحى مىشود.
به موازات اين دو جنبه ثابت و متغيرِ وجود آدمى، قهراً به دو نوع قوانين ثابت و متغير نيازمند است، يعنى هم بايد قوانين ثابتى در زندگى داشته باشد و آنها را به كار بندد و هم قوانين متغيرى.
اسلام با ملاحظه فطرت و نيازهاى فطرى و ثابت انسان، قوانين ثابتى تشريع كرده است و نيز براى جنبههاى متغير نياز آدمى، قوانين متغيرى آورده است. از اين رو، قوانين اسلام به دو قسم ثابت و متغير تقسيم مىشود.
به عنوان مثال، اصل لزوم آمادگى و دفاع در اسلام طبق آيه «وَ اعِدُّوا لَهُمْ مَا اسْتَطَعْتُمْ مِنْ قُوَّةٍ» «١» ، يك اصل و قانون ثابت فرازمانى و مكانى است. به موازات اين قانون ثابت، قوانين متغيرى برحسب نياز زمان و مكان خاص در نظر گرفته شده است كه در فقه به نام «سبق و رمايه» معروف است.
از جمله دستورات در سبق و رمايه، آموختن فنون تيراندازى، اسب سوارى و ... تا رسيدن به مهارت كامل است كه در هر زمان و براساس نياز هر دوره ضرورت پيدا مىكند و لذا پيوسته دستخوش تغيير است.