انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ٣٥
درس سوم: راههاى شناخت دين نظريه قبض و بسط تئوريك شريعت و ادعاى عدم امكان شناخت دين از مسائلى كه از سوى برخى روشنفكران و نويسندگان داخلى در حوزه «معرفت دينى» مطرح شده و مورد نقد و بررسى قرار گرفته، موضوع «قبض و بسط تئوريك شريعت» است.
مدعيان نظريه قبض و بسط «١» معتقدند كه به دليل عدم امكان دسترسى به فهم اصل دين و فهم و معرفت دينى اصيل و واقعى، هر كس مىتواند به نوعى با ذهنيت و انتظارات پيشينى خود به سراغ دين برود و فهم دلخواه و مورد انتظار خويش را از دين داشته باشد.
به همين دليل امكان فهمها و معرفتهاى متعددى از دين وجود دارد.
آنها مىگويند اصل دين چون امرى قدسى و آسمانى است، دست بشر به آن نمىرسد و درك و فهم بشر از دين، صرفاً درك و معرفت بشرى است نه دينى. در بيان علت عدم دسترسى بشر به فهم واقعى دين مىگويند: چون متون دينى صامت و ساكت است نه سخنى و پيامى از پيش تعيين شده دارد و نه مقصود و مرادى در الفاظ وحيانى آن نهفته است (!)
از اين رو، بشر بايد با درخواستها و انتظارات خود كه از راه آشنايى با علوم ديگر به دست آورده، به سراغ دين برود و آن را بفهمد و به آن معنا و مفهوم بخشيده و بهاصطلاح