انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٦٠
الف- منظر آيات ١- «وَ جَعَلْنا بَيْنَهُمْ وَ بَيْنَ الْقُرَى الَّتى بارَكْنا فيها قُرًى ظاهِرَةً وَ قَدَّرْنا فيهَا السَّيْرَ سيرُوا فيها لَيالِىَ وَ ايّاماً آمِنِينَ» (سبأ: ١٨)
و ميان ايشان (مردم) و آبادىهاى بركت يافته، آبادىهاى آشكارا قرار داديم و سير در آنها را حتم و معيّنكرديم (و به آنهاگفتيم:) شبها و روزها در اين آبادىها با ايمنى (كامل) سفركنيد! در چندين روايت «١»، امامان (ع) «قراى ظاهره» را دانشمندان و عالمان دينى دانستهاند كه ميان مردم و «قراى مباركه» يعنى معصومين (ع) قرار دارند و مردمان را با ارشادها و راهنمايىهاى خويش به «قراى مباركه» مىرسانند و مردم از حركت در اين مسير در هر شرايطى احساس امنيّت مىكنند.
٢- «فَلَوْلا نَفَرَ مِنْ كُلِّ فِرْقَةٍ مِنْهُمْ طائِفَةٌ لَيَتَفَقَّهُوا فِى الدّينِ وَ لِيُنْذِرُوا قَوْمَهُمْ اذا رَجَعُوا الَيْهِمْ لَعَلَّهُمْ يَحْذَرُونَ» (توبه: ١٢٢)
چرا از هر گروهى از آنان (مؤمنان) طايفهاى كوچ نمىكند تا در دين (و معارف و احكام اسلام) آگاهى يابند و به هنگام بازگشت به سوى قوم خود آنها را بيم دهند؟! شايد (از مخالفت فرمان پروردگار) بترسند و خوددارى كنند.
منظور از تفقّه در دين، فراگيرى همه معارف و احكام اسلام، اعم از اصول و فروع است.
بنابراين آيه ياد شده دليل روشنى است بر اين كه همواره گروهى از مسلمانان بهعنوان انجام يك واجب كفايى بايد به تحصيل علم و دانش در زمينه تمام مسائل اسلامى بپردازند و پس از فراغت از تحصيل به ارشاد و هدايت مردم همّت گمارند.
ب- منظر روايات:
١- «تَفَقَّهْ فِى الدّينِ فَانَّ الْفُقَهاءَ وَرَثَةُ الْانْبِياءِ» «٢» در دين تفقّه كن! زيرا فقيهان، وارثان پيامبرانند.