انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٥٦
امام پير مرد را به نزد خود فراخواند و فرمود: اى پيرمرد، مردى از پدرم همين سؤال را كرد و پدرم به او جواب داد: اگر بر اين انتظار بميرى، بر رسول خدا و على بن ابيطالب و حسن و حسين (ع) وارد مىشوى و دلت خنك و چشمت روشن مىگردد و ملائكه مكرم با رَوْح و ريحان به استقبالت مىآيند و اگر زنده مانى نيز با ديدن حكومت ما چشمت روشن مىگردد. «١» اين حديث ظهور دارد كه حركت امامان هدفدار بوده، آنان درصدد تشكيل حكومت اسلامى و به عهده گرفتن زمام امور بودهاند به طورى كه گاهى اصحاب نزديك امام از رفتار و گفتار آنان چنين برداشت مىكردهاند كه پيروزى آنان به همين زودى خواهد بود. «٢» دشمنان امام نيز به وضوح اين هدف را در رفتار و مبارزات امامان مىديدند و از اين رو خليفه را به وجود رقيب هشدار مىدادند. «٣» خود خليفه نيز اين مطلب را مىفهميد و حتى امامان در فرازهايى از مبارزه از علنى شدن اين هدف نيز ابا نداشتند. به عنوان مثال، هارون از امام موسى بن جعفر خواست تا حدود فدك را معين كند و آن را پس بگيرد. امام كاظم (ع) فرمود كه اگر حدود آن را معين كند، هارون آن را پس نخواهد داد و بعد چهار مرز حكومت اسلامى را به عنوان حدود فدك معرفى كرد و هارون با شنيدن سخن امام، رنگ از چهرهاش پريد و فهميد كه منظور امام، حكومت و خلافت است. «٤» مأمون نقل مىكند كه وقتى پدرم به مدينه رفت، موسى بن جعفر بر پدرم وارد شد و پدرم به احترام ايشان برخاست و به استقبال آمد و او را تا نزديك بساط خود سوار بر مركب جلو برد و با احترام پياده كرد و بر بساط نشاند و با هم به نجوا پرداختند و موسى بن جعفر از فقر و تنگى معيشت خود و عائلهاش سخن گفت. آنگاه پدرم به همه حاضران صلههاى از پنج هزار دينار به بالا داد ولى با وجود شنيدن شكايت موسى بن جعفر از تنگى معيشت و وعده صله پنجاه هزار درهمى، به ايشان فقط دويست دينار داد. از پدرم علت اين كار را