انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤٤
آنچه در اين زمان توسط رهبر معظم انقلاب اسلامى تحت عنوان «خودى و غير خودى» مطرح گشت، در جهت پر رنگ كردن همين تولى و تبرّى بود. انقلابيون و طرفداران نهضت بايد افراد، احزاب و گروهها را بشناسند و آنان را كه به انقلاب و نظام اسلامى معتقد و علاقهمند هستند و براى حفظ و تداوم نهضت آماده فداكارىاند، خودى بدانند و حلقههاى اتصال با آنان را زياد كنند و آنان را كه به نظام و انقلاب دلبسته نيستند و براى حفظ و تداوم نهضت، حاضر به فداكارى نيستند، غير خودى بشمارند و از ايجاد رابطه ولايى و صميمانه با آنها خوددارى ورزند.
البته از ديدگاه حكومت، همه افراد كشور مادامى كه به قانون نظام پاىبند باشند و از آن تخطى نكرده باشند، محترماند و بايد حقوق شهروندى آنان رعايت شود و از ديدگاه حكومت «خودى و غير خودى» وجود ندارد ولى مؤمنان و معتقدان به نهضت موظفند روابط خود با افراد و احزاب و گروهها را براساس تولى و تبرى و خودى و غير خودى سامان دهند تا از درافتادن به وادى هولناك ارتجاع در امان باشند و آگاهانه يا ناآگاهانه آلت دست دشمنان واقع نشوند و رهبران و هدايتگران نيز بايد اين خصيصه مهم حفاظتى را در افراد جامعه قوت ببخشند.
٣- برخورد با سستى و قصور رهبران در هر جامعهاى امكان بروز حركتهاى ارتجاعى وجود دارد؛ اما اگر در مبارزه با ارتجاع فقط با عوامل مستقيم و مردمى كه تحت تأثير قرار گرفتهاند، برخورد شود و به بررسى سهم احتمالى و غير مستقيم رهبران نهضت در پيدايش حركت ارتجاعى پرداخته نگردد و با آن برخورد نشود، در مبارزه موفق نخواهيم بود ولى اگر ابتدا رهبران بلندپايه نهضت مورد توبيخ قرار گيرند و قصور احتمالى آنان مورد بررسى واقع شود و با آن برخورد گردد، مبارزه قرين توفيق خواهد بود.
پيامبر اسلام اولين و بلندپايهترين رهبر نهضت توحيدى است و ممكن است نهضت توحيدى ايشان، گرفتار ارتجاع شود و گروندگان به او دوباره به شرك بازگردند يا به مشركان