انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٤١
وصف «يُحْيى و يُميتُ» (زنده مىكند و مىميراند) معرفى كرد، نمرود كه ادعاى خدايى داشت، دستور داد زندانى محكوم به اعدامى را آزاد كنند و بىگناه ديگرى را بكشند و بدين صورت خود را «زنده كننده و ميراننده» معرفى كرد و هيچ كس- جز حضرت ابراهيم (ع)- متوجه تفاوت اين دو گونه زنده كردن و ميراندن نشد به همين جهت حضرت ابراهيم از استدلال اول خود دست برداشت و فرمود:
خداى من خورشيد را از مشرق مىآورد، اگر تو خدايى آن را از مغرب بياور. «١» روش پيامبران براى مبارزه با ظلم و جهل، بيدار كردن فطرتها و شكوفا ساختن عقلها است و تداوم نهضت انبيا نيز در همين بيدارى عمومى است. از اين رو بايد به تعميق بينشها همت گماشت. اگر توده مردم رشد فكرى پيدا كنند و اهل تجزيه و تحليل باشند، هيچگاه دشمنان نخواهند توانست باطل را زير لواى حق به خورد آنان بدهند. بايد به فطرت حقطلب و حقشناس توده مردم باور داشت و با تكيه بر اين فطرت، با منطق و استدلال به جنگ ارتجاع رفت و عموم مردم را به سلاح منطق و استدلال و تعقل و تدبر مسلح كرد.
پيامبران در جامعههاى جاهلى و در اوج تحميق عامه، عليه فرهنگ حاكم جاهلى قيام كردند و توانستند عقلهاى مدفون آنان را استخراج و فطرتهاى خفته را بيدار كنند و پايههاى حكومت جهل و شرك را در هم ريزند. ابراهيم (ع) براى شوراندن مر انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ ١٤٦ ٣ - برخورد با سستى و قصور رهبران ص : ١٤٤ دم عليه بتپرستى و متنبه ساختن آنان به غلط بودن آن ايده، بتها را شكست و تبر را بر گردن بت بزرگ نهاد و در محكمه عمومى اعلام كرد:
«... بَلْ فَعَلَهُ كَبِيرُهُمْ هذَا فَسْأَلُوهُمْ إِن كَانُوا يَنطِقُونَ فَرَجَعُوا إِلَى أَنفُسِهِمْ فَقَالُوا إِنَّكُمْ أَنتُمُ الظَّالِمُونَ» (انبياء: ٦٣- ٦٤)
بلكه آن را اين بت بزرگترشان كرده است. اگر سخن مىگويند از آنها بپرسيد. پس به خود آمده و [به يكديگر] گفتند: در حقيقت شما ستمكاريد.