انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١٢٢
«وَ لَقَدْ ارْسَلْنا مُوسى بِاياتِنا انْ اخْرِجْ قَوْمَكَ مِنَ الظُّلُماتِ الَى النُّورِ ...» (ابراهيم: آيه ٥)
در حقيقت، موسى را با آيات خود فرستاديم [و به او فرمان داديم] كه قوم خود را از تاريكىها به سوى روشنايى بيرون آر.
و در جوامعى كه نظام و حاكم، الهى نباشد، طاغوت حاكم مىشود و نظام طاغوتى، مردم را به تاريكى و بدبختى مىكشاند؛ «وَالَّذينَ كَفَرُوا اوْلِيائُهُمُ الطَّاغُوتُ يُخْرِجُونَهُمْ مِنَ النُّورِ الَى الظُّلُماتِ» (بقره: ٢٥٧)
و كسانى كه كفر ورزيدهاند، سرورانشان طاغوتاند كه آنان را از روشنايى به سوى تاريكىها درمىآورند.
پىريزى تمدّن اسلامى چنان كه ياد كرديم، همه جوامع دينى از برنامه و نظام خاصى برخوردار بودهاند و جرقّههاى نخستين تمدّن بشرى نيز از سوى پيامبران و در ميان دينداران زده شده است، حتى قرآن مجيد اختراع صنايع خاصّى را به پيامبران نسبت مىدهد و گوشهاى از سلطنت پرشكوه حضرت سليمان (ع) را بازگو كرده است. لذا انديشه تمدّن نيز از دين سرچشمه مىگيرد. اگر تمدّن را به معناى شهرنشينى و رويكرد به ظرافت و انس و معرفت و مرحله كامل تربيت اجتماعى بدانيم، «١» باز، تمدن بخشى از معارف و آموزهها دينى است و همواره دينداران بيش از ديگران متمدّن بودهاند. در اينجا دورنمايى از تمدّن بزرگ اسلامى را ترسيم مىكنيم.
رهبر فرزانه اسلام پس از هجرت «٢» به مدينه در اولين فرصت، حكومتى عادلانه و همهجانبه تشكيل داد و هر سازمان و تشكيلاتى كه در اداره مملكت نياز بود، تأسيس كرد، از جمله: