انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ - جمعی از نویسندگان - الصفحة ١١٨
«رَبِّ إِنِّي دَعَوْتُ قَوْمِي لَيْلًا وَنَهَاراً فَلَمْ يَزِدْهُمْ دُعَائِي إِلَّا فِرَاراً ... ثُمَّ إِنِّي دَعَوْتُهُمْ جِهَاراً ثُمَّ إِنِّي أَعْلَنتُ لَهُمْ وَأَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَاراً» (نوح: آيات ٥- ٩)
پروردگارا، من قوم خود را شب و روز دعوت كردم و دعوت من جز بر گريزشان نيفزود. باز من به آنان اعلام نمودم و در خلوت و پوشيده نيز به ايشان گفتم.
تاريخ پيامبران نيز حاكى از آن است كه آنان همگى براى تحقق بخشيدن به حاكميت توحيد و عدل و قسط قيام كردهاند و حتى مبارزات بعضى از آنان كه مردم از آنان پشتيبانى كردهاند، نتيجه داده است و حاكميت يافتهاند:
«وَ كَأَيِّنَ مِنْ نَبِيٍّ قَاتَلَ مَعَهُ رِبِّيُّونَ كَثِيرٌ فَمَا وَهَنُوا لِمَا أَصَابَهُمْ فِي سَبِيلِ اللّهِ وَ مَا ضَعُفُوا وَ مَا اسْتَكَانُوا» (آل عمران: آيه ١٤٦)
و چه بسيار پيامبرانى كه همراه او، تودههاى انبوه كارزار كردند و در برابر آنچه در راه خدا بديشان رسيد، سستى نورزيدند و ناتوان نشدند و تسليم نگرديدند.
پيامبرانى مانند حضرت موسى، داود، سليمان موفق به تشكيل حكومت شدند گرچه پيامبرانى مانند حضرت نوح و حضرت عيسى (ع انديشههاى اسلامى در بستر تاريخ ١٢٥ سيره عملى پيامبر(ص)
ص : ١٢٤ ) نيز ياور نيافتند و شرايط قيام و مبارزه و تشكيل حكومت برايشان ميسّر نگرديد. پيامبر اسلام از جمله پيامبرانى بود كه دعوتش مورد اجابت قرار گرفت و تشكيل حكومت داد و به اقامه قسط پرداخت. آن بزرگوار در مكه مبعوث شد و بعد از مدتى دعوت انفرادى و پنهانى، مأمور به دعوت علنى گشت.
دعوت ايشان را مردم مكه اجابت نكردند، حتّى قدرتمندان مكه به مبارزه با ايشان برخاستند و از هيچگونه ظلم و ستمى دريغ نورزيدند. تا اين كه در سال سيزدهم بعثت، پيامبر اسلام با دعوت و بيعت مردم مدينه، به مدينه هجرت نمود و اولين حكومت اسلامى را تشكيل داد و به مدت ده سال با تمام توان به دفاع از اين حكومت نوپا در قبال هجومهاى ممتد و سنگين دشمن پرداخت. امّا سرانجام در اواخر عمر آن حضرت، حكومت مدينه استحكام و استقرار يافت و بر سراسر شبه جزيره سيطره پيدا كرد. بعد از وفات رسول خدا (ص) گرچه رهبرى حكومت از دست امام معصوم- كه شايستهترين فرد براى تصدى حكومت بود-