امام خمينى(ره) از ديدگاه مقام معظم رهبرى - بهرامی، قدرت الله - الصفحة ٨٦
مىكشيدند و از سوى ديگر، در عرصه ادبيات با سرودن اشعار و ترانههاى ضد دينى و در ديگر عرصههابا برگزارى كنفرانسها و جشنها و ... همه مظاهر فرهنگى جامعه را تحت سيطره خود قرار داده بودند، عقيده آنها اين بود كه حكومت براى قشرى ممتاز است و اقشار ستمديده براى ستم كشيدن خلق شدهاند. چنين جامعهاى براى حركت احتياج به رهبرى پيامبر گونه داشت، كه خداوند آن را به ملت ما ارزانى كرد و آن مصلح بزرگ، امام خمينى بود.
هر جامعهاى براى رسيدن به هدفهاى متعالى خود احتياج به رهبر دارد. طى قرنهاى متمادى، در كتاب ها و روايات بحث ولايت فقيه و سرپرستى جامعه به وسيله فقها بيان شده بود ولى همه فقها اعتقاد داشتند كه اگر مردم حاضر شدند آن زمان بر ولى فقيه واجب است كه جامعه را سر پرستى كند و در غير اين صورت، فقيه وظيفهاى ندارد.
هنر امام بزرگوار اين بود كه ولايت فقيه را كه تا آن زمان مظلوم واقع شده بود از قلمرو فقه بيرون آورد و در جايگاه اصلى خود، يعنى علم كلام نشاند. آنگاه اين مسأله را با براهين عقلى و كلامى شكوفا كرد و بر خلاف فقهاى قبلى، از نظر فقهى باور كرد كه امامِ مسلمانان است و بايد حكومت اسلامى را تأسيس كند.
لذا به دنبال شرايط آن كه بسيار سخت و توانفرسا بود، رفت كه اين امر باعث زندان رفتن، تبعيد شدن و تهمتها را به جان خريدن شد. «١» امام خمينى، براى از بين بردن جاهليت تحميل شده از سوى طاغوت و كشف نقاب از چهره اسلام ناب محمدى صلي الله عليه و سلم وآله، ايجاد نهضت اسلامى را واجب دانست و با تمام قوا به دنبال تحصيل آن رفت و در اين راه از هيچ